رج به رج
رج به رج
تو را
در "دوست داشتنهایم" می بافم
مگر چند بار می توان
این "دوستت دارمها" را فریاد زد
در لا به لای این روزهای بر باد رفته
اصلا مگرمی توان
ذره ای از فلسفه ی گیسوانت غافل شد
مگر می توان چشمهایت را دید
و مخمور در سایه اش
راهی بهشت نشد
بگو مگر چند روز
چند روز
از روزهایم
در تلاطم بی تو بودن
باید خاکستر شود...
باور کن
این "دوستت دارمها" برای من زیادست ...
تو را
در "دوست داشتنهایم" می بافم
مگر چند بار می توان
این "دوستت دارمها" را فریاد زد
در لا به لای این روزهای بر باد رفته
اصلا مگرمی توان
ذره ای از فلسفه ی گیسوانت غافل شد
مگر می توان چشمهایت را دید
و مخمور در سایه اش
راهی بهشت نشد
بگو مگر چند روز
چند روز
از روزهایم
در تلاطم بی تو بودن
باید خاکستر شود...
باور کن
این "دوستت دارمها" برای من زیادست ...
- ۴۶۴
- ۱۵ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط