{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 10 دلباختهـــ

پارت 10 دلباختهـــ
_میخوای ثابت کنم
*ثابت کن ببینم

از اینکه بخواد ثابت کنه واقعا میترسیدم

دستشو دور کمرم حلقه کرد و محکم منو کشید سمت خودش و لباش و کوبید به لبام انگار اولین بارش بود خوب بلد نبود برای همین لبم زخم شد خیلی محکم گاز میگرفت حتی مک زدن هم بلد نبود اسکل

_ثابت شد یا باید با.... ثابت کنم
*نه داداش کافیه باور کردم
+این چکاری بود آخه (یواش)
_هیسسسس
پایان مراسم فلش بک به خونه
رفتم اتاقم که تهیونگ اومد
_ این لباس رو بپو‌ش.
+جچشم
پوشیدم و رفتم.پایین لباس هامون تقریباً ست بود(اسلاید 2)
_حالا شدیم یه زوج کامل
+ارباب اون فقط نمایش بود
_حالا واقعیه فهمیدی
+نمیخوام
_من خیلی جذاب و مهربونم یعنی چیز ام خوش اخلاق نمیدونم دیگه از همینا خیلی خوبم +ماشاالله خوش اخلاقی ازتون میباره مثل بارون
_حاضری بشی کیم ا. ت من؟
+تو.. تو داری ازم خاستگاری میکنی
_مشکلیه
+نه فقط شکه شدم
_حاضری پارنترم شی
+یسسسسسس

تهیونگ اومد سمت ا. ت و ا. ت رو بغل کرد


حس میکردم بغلش بهم امنیت میده چون میدونستم عشق دردناک هستش پس بهترین جا واسم بغلش بود
که یهو و.....

.*********************
لطفا حمایت کنید!
#فیک
#سناریو
#بلک_پینگ
دیدگاه ها (۹)

پارت 11 0 دلباختهـــ فلش بک به 4 روز بعد (ویو ا.ت)داشتم یه ل...

پارت 11 دلباختهـــا. ت از عمارت میره بیرون و به سمت خونه پدر...

پارت 9دلباختهـــفلش بک به فردا ساعت 6ساعت 6 بود رفتم اتاق ته...

پارت 8 دلباختهـــ تهیونگ داد زد_ا. ت یه نوشیدنی بیار بجز شرا...

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط