ﺟﻨﮓ ﺭﺳﺘﻢ ﻭ ﻟﺮ:
ﺟﻨﮓ ﺭﺳﺘﻢ ﻭ ﻟﺮ:
(ﻧﺒﺮﺩﻱ ﺷﺪآﻏﺎﺯﺑﻴﻦ ﺩﻭﺗﻦ،ﻳﻜﻲﻟﺮ ﺩگر ﺭﺳﺘﻢﭘﻴﻠﺘﻦ)
ﺭﺳﺘﻢ: چنانت بکوبم بگرز گران،ﻛﻪﺩیگرﻧﻴﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﻣﺎﺯﻧﺪﺭﺍﻥ،
ﻟﺮ: ﭼﻨﺎﻥ ﺑﺎچماق ﺍﻳﺰﻧﻢ ﺗﻮى پات،که ترتر برینی بقبر بوات
ﺭﺳﺘﻢ:برو بی ادب، احمق بیشعور،لهت ﻣﻴﻜﻨﻢ ﺯﻳﺮپا همچو مور
ﻟﺮ: توگی ایخری رستم نره خر،
تو ازقدرت لر نداری خبر،
کنم من رها بادی از معده ام،که سوزد همه باسن و روده ام،که بویش جهان را دگرگون کند،دل سرکشان را پراز خون کند...
رستم: برو خدا شفات بده...
sta
(ﻧﺒﺮﺩﻱ ﺷﺪآﻏﺎﺯﺑﻴﻦ ﺩﻭﺗﻦ،ﻳﻜﻲﻟﺮ ﺩگر ﺭﺳﺘﻢﭘﻴﻠﺘﻦ)
ﺭﺳﺘﻢ: چنانت بکوبم بگرز گران،ﻛﻪﺩیگرﻧﻴﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﻣﺎﺯﻧﺪﺭﺍﻥ،
ﻟﺮ: ﭼﻨﺎﻥ ﺑﺎچماق ﺍﻳﺰﻧﻢ ﺗﻮى پات،که ترتر برینی بقبر بوات
ﺭﺳﺘﻢ:برو بی ادب، احمق بیشعور،لهت ﻣﻴﻜﻨﻢ ﺯﻳﺮپا همچو مور
ﻟﺮ: توگی ایخری رستم نره خر،
تو ازقدرت لر نداری خبر،
کنم من رها بادی از معده ام،که سوزد همه باسن و روده ام،که بویش جهان را دگرگون کند،دل سرکشان را پراز خون کند...
رستم: برو خدا شفات بده...
sta
- ۲.۹k
- ۰۷ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط