{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشکهایم را نمی دانم چگونه دیده بود

اشکهایم را نمی دانم چگونه دیده بود
قطره قطره بر سرِ ِشعرم، خدا باریده بود

حرف‌ها می‌زد که شاید مرحم ِ دردم شود
من حواسم پرت ِچشمانش، خودش فهمیده بود


واژه‌ام از این همه زیبایی ِاو مات ِ مات،
شعر من از بُردن ِنامش چرا ترسیده بود؟

در دلم یک عمر خندیدم به اشک ِ عاشقان
خنده او، شوق ِمن، عشقش به دل خندیده بود

داد و فریاد ِنگاه ِاو، امان از من بُرید
کاش می‌فهمید، دستم نه .... دلم لرزیده بود . .
#نیکو_آسترکی
دیدگاه ها (۳)

اشکهایم را نمی دانم چگونه دیده بودقطره قطره بر سرِ ِشعرم، خد...

اشک هایم را نمی دانم چگونه دیده بودقطره قطره بر سر ِ شعرم، خ...

#طلوعِ‌چشمهایت...به خیالم می‌روی و از یاد خواهم برد نگاه ملی...

چند پارتی از آرون و ا_ت ✨️اسم فیک: اون پسربد دوست صمیمی منه☘...

🌹سلام‌شب‌زیبای‌پاییزیتون‌بخیر🌹🌹خــــدایا🌹🌹صـفــحه دیگر🌹 🌹از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط