{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت۳

پارت۳
اسم سوکوکو:کدمن
«پل! اینجا هیچی نیست!»

پل صورتش را نزدیک‌تر آورد و با صدایی سرد گفت:

«بهت قول می‌دم ازش درست استفاده بشه. پس خودت بگو کجاست.»

دکتر با لجبازی گفت:

«محاله بگم. من هشت سال الکی زجر نکشیدم که توی یه دقیقه همه‌چیز رو از دست بدم.»

رمبو با عصبانیت گفت:

«خب چرا سرمو تزریق نمی‌کنی؟!»

پل لحظه‌ای مکث کرد.

«یه‌جای کار می‌لنگه…»

رمبو:

«چطور؟»

پل نگاهش را به زیر میز انداخت و گفت:

«بیا اینو بگیر.»

رمبو دکتر را گرفت تا فرار نکند.

پل زیر میز رفت و دکمه‌ای پیدا کرد.

«پیداش کردم.»

او دکمه را فشار داد.
از همان اتاقی که ژنرال از آن بیرون آمده بود، صدایی خفه و سنگین بلند شد.

پل به رمبو گفت:

«دکتر رو نگه دار. من می‌رم داخل.»

سپس وارد اتاق شد.
دیدگاه ها (۰)

پارت ۴اسم سوکوکو:کدمن«دکتر رو نگه دار. من می‌رم داخل.»سپس وا...

پارت ۵اسم سوکوکو:کدمنمکان: داخل لیموزینرمبو: پل، یه سوال داش...

پارت ۲اسم سوکوکو:کدمنپل ناگهان به ژنرال حمله کرد و در کمتر ا...

پارت ۱اسم سوکوکو :کدمنپل ورلن با نگاهی سرد به رمبو گفت:«بعد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط