{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو می روی و به دنبالت به آتش کشیده می شود تمام مقدسات درو

تو می روی و به دنبالت به آتش کشیده می شود تمام مقدسات درونم.
و من احساس می کنم نبردهای سنگین تاریخ در من اتفاق افتاده٬
چیزی مثل تاخت سرباز خودی به مرکز بودنم٬
درونم را به تاراج می برد.
ببین....!
این سر افتاده ی من است
به پای اسکندر بی رحم رفتنت.......
دیدگاه ها (۲)

۸_۸

*_*۱o۷e

بانوبرای کسی که برایت نمیجنگد نجنگ.... چرا اشکهایت را هر روز...

ﺩﻝ ﺗﻨﮕﯽ ﻣﺜﻞ ﮐﻮﻓﺘﮕﯽ ﺗﺼﺎﺩﻓﻪ.... ﺍﻭﻟﺶ ﺑﺪﻧﺖ ﮔﺮﻣﻪ ﺣﺎﻟﯿﺖ ﻧﯿﺴﺖ......

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت: تقابلِ بمبِ بیگانه و ...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت: تقابلِ بمبِ بیگانه و ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۴‌آنیا لرزش دست‌هایش...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پنجم 5

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²دردی در قلبم هست که مرا نمی‌کُشد، اما اصلاً شب...

تک پارتی✨«فقط یک خواب بود»دو شب از رفتن همسرش گذشته بود.دو ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط