هم اتاقی قدیمی-پارت-۴

هم اتاقی قدیمی-پارت-۴
«باکوگو گرسنه اش نبود ولی برای وقت گذرانیه بیشتر ، هم سفره ی مدریا شد . هنوز اخرین دیدارش را با مدریا یادش مانده بود و هنوز از ان روز شرمسار بود .مدریا دستش را با باند بست و کاسه های نودل را اورد و گذاشت روی میز .
-با سوس میخوری؟ .
+ام……اره
سوس مخصوص را با وسایل های اندک داخل یخچال درست کرد . حواسش به مقدار مواد پرت شد . ناگهان گرمای بدن کسی را احساس کرد . باکوگو پشتش وایساده بود . باکوگو سرش را اورد جلو . نفس های گرمش ، لاله ی گوش مدریا را قلقلک داد . باکوگو به سس سیخونک زد .
+اام……نمکش کمه
-………
مدریا خجالت کشید نه از ت
طعم سس . از حالت چسبیدن آن‌ها به هم،سرش را پایین گرفت تا سرخیه گونه هاش معلوم نشه .
-میشه بری عقب؟
+اوه ببخشید
مدریا خودش را کشید کنار و دره کابینت را باز کرد ، نمک دان را بیرون اورد . دستش میلرزید . نمک دان از دستش افتاد و به چند تیکه تقسیم شد .
خم شدند و تکه های شیشه هارا جمع کردند .
+حالت خوبه؟
-آ، آره
بعد از جمع کرد شیشه ها . مدریا گوشه خود را مالش داد تا آرام بگیرد .
(+،-باهم)=نوشجان
شروع کردند به خوردن نودل ها . مدریا نگاه های خیره ی باکوگو را روی خودش حس میکرد . شام تمام شد . میز را باهم جمع مردند و مدریا اب را روی ظرف ها باز کرد . (اب گرفت) . هردو روی تخت های خود دراز کشیدند(باکوگو یکم بعد تر چون میخواد اب بخوره) . مدریا لباس(هون استین حلقه ایه)خود را در اورد(عادت کرده)
باکوگو تشنه اش شده بود دره یخچال را باز کرد و از پارچ داخل لیوانش اب ریخت . لیوان را بر روی لب های خود نشاند و اب را سر کشید . توجهش به مدریا جلب شد او لباس خود را اورد . باگوکو به سرفه افتاد و صورتش را پوشاند تا سرخیه گونه هایش را پنهان کند .(کیا جینکس یا نحسی رو خوندن😈؟اونا میفهمن چی میگم)
-چی شد؟
+……(سرفه)…هیچی …اب پرید تو گلوم
-باشه ، مواظب باش……
چراغ ها را خاموش کردند . سکوت میان انها جا خوش کرده بود . که یک دفعه
-چطور گذشت؟
+چی؟
-موقعی که رفتی
دیدگاه ها (۰)

𝖕𝖆𝖗𝖙15شب موعود، باران گرفت. مارال شنل تیره‌اش را روی سرش کشی...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

چند پارتی(درخواستی)

درخواستی

برادر ناتنی

پارت ۴۵ نور صبح از لای پرده افتاده بود روی صورت تهیونگ.آروم ...

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

مربی موتور سوار

پارت ۱۹۵

.....پارت چهارم.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط