{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق پیری گر بجنبد عقده از دل واکند

عشق پیری گر بجنبد عقده از دل واکند
لذتش باشد دوچندان تلخ را حلوا کند
ای به قربان دل پیری که در وادی عشق
نرم نرمک مهر خود بر دلبرش القا کند
در جوانی عشق بازی از هوس باشد ولی
پیر با عقل ودرایت این عمل اجرا کند
صاحب عهد و وفا،هم صاحب عشق وصفا
هر که دارد این سه خصلت زندگی زیباکند
خط پیشانی و موهای سپیدو قوز پشت
هست پنهان بهر ان پیری که دل برنا کند
مست گرددان خماری که بنوشد جام عشق
ساغر از ساقی ستاند لب زند لب وا کند
گاه گیرد در بقل معشوقه اش دیوانه وار
گه سبویی بشکندهنگامه ای بر پا کند
اه این دارو چه باشد هر که نوشدجرعه ای
اختیار از کف دهدصد عقده از دل وا کند
عشق ان باشد هر ان کو پا نهد در این گذر
پیر برنا،تلخ حلوا،هر کلام گنگ را شیواکند
دیدگاه ها (۵)

وقت خواب آمد عزیز ِمهربانم، شب بخیرخسته ای، باید بخوابی هم ز...

اجازه هست که عشقتو،توکوچه هادادبزنم؟روپشت بوم خونه هااسمتوفر...

با تو عاشقانه گفتن یه شکوه پاک و ساده س رقص بی بهونه ی دل ...

قلمم حوصله کن ، شعر به نام پدر استکاغذ و دفتر و دیوان، همه ،...

تک پارتی باکودکو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط