عشق پیری گر بجنبد عقده از دل واکند
عشق پیری گر بجنبد عقده از دل واکند
لذتش باشد دوچندان تلخ را حلوا کند
ای به قربان دل پیری که در وادی عشق
نرم نرمک مهر خود بر دلبرش القا کند
در جوانی عشق بازی از هوس باشد ولی
پیر با عقل ودرایت این عمل اجرا کند
صاحب عهد و وفا،هم صاحب عشق وصفا
هر که دارد این سه خصلت زندگی زیباکند
خط پیشانی و موهای سپیدو قوز پشت
هست پنهان بهر ان پیری که دل برنا کند
مست گرددان خماری که بنوشد جام عشق
ساغر از ساقی ستاند لب زند لب وا کند
گاه گیرد در بقل معشوقه اش دیوانه وار
گه سبویی بشکندهنگامه ای بر پا کند
اه این دارو چه باشد هر که نوشدجرعه ای
اختیار از کف دهدصد عقده از دل وا کند
عشق ان باشد هر ان کو پا نهد در این گذر
پیر برنا،تلخ حلوا،هر کلام گنگ را شیواکند
لذتش باشد دوچندان تلخ را حلوا کند
ای به قربان دل پیری که در وادی عشق
نرم نرمک مهر خود بر دلبرش القا کند
در جوانی عشق بازی از هوس باشد ولی
پیر با عقل ودرایت این عمل اجرا کند
صاحب عهد و وفا،هم صاحب عشق وصفا
هر که دارد این سه خصلت زندگی زیباکند
خط پیشانی و موهای سپیدو قوز پشت
هست پنهان بهر ان پیری که دل برنا کند
مست گرددان خماری که بنوشد جام عشق
ساغر از ساقی ستاند لب زند لب وا کند
گاه گیرد در بقل معشوقه اش دیوانه وار
گه سبویی بشکندهنگامه ای بر پا کند
اه این دارو چه باشد هر که نوشدجرعه ای
اختیار از کف دهدصد عقده از دل وا کند
عشق ان باشد هر ان کو پا نهد در این گذر
پیر برنا،تلخ حلوا،هر کلام گنگ را شیواکند
- ۱۰.۸k
- ۱۹ اسفند ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط