{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۵
ویو ا/ت
چرا....چرا یهو انقدر هات شد....چرا اینقدر...انقدر لباش...خوشمزس...
از لبام جدا شد و پیشونیش رو به پیشونیم چسبوند.
کورو: خیلی قرمز شدی
من: خو طبیعیه
کورو: ما دشمنیم یادته؟ این حرفو خودت زدی چون نمیخوام دوست دختر تو باشم حتی به دروغ....ما دشمنیم یادته...پس نه....این دقیقا حرف خودت بود ولی...الان داری بهش معتاد میشی....از این مطمئنم.
من: خفه شو
دستش که از روی در رفته بود رو شونم رفت سمت صورتم و گونم رو در بر گرفت و به صورتم نزدیکتر شد.
کورو: پرنسس....وقتی قبول میکنی دوست دخترم باشی...باید عواقبش رو هم در نظر بگیری.
بدنش چسبیده بود به بدن. گرمای بدنش به بدنم می خورد. دما ی اتاق بالا رفته بود درست مثل بدن خودم که داشت می سوخت. دستش دور کمرم حلقه شد و محکم گرفت. نفش داغش به صورتم خورد. لعنتی چرا همه چیز انقدر گرمه. زبونش رو روی لبام کشید که دستپاچه ترم کرد.
کورو: ا/ت....امشب....الان مال منی...پس...
یهو ولم کرد و رفت عقب و با حالتی مسخره و شوخی گفت
کورو: یه دوست دختر خوب و مودب باش
چیییییییییییی؟؟؟؟؟!!!!!
این بی ناموس داشت چی میگفت برا خودش آخه یعنی چی؟؟!! اینجوری تحریکم میکنی بعد یهو میکشی کنار
من: خیلی آشغالی
___________________
ادامه دارد....
ببخشید که دیر دادم
دیدگاه ها (۳)

وای من خودم هر وقت استرس میگیرم دستام اینجوری میشه ولی تو حا...

باش اصلا من بچه‌.....#انیمه #آهنگ #سناریو #هنتای #mbti

پارت ۴ویو ا/تتو بغل کورو بودم با هر لمسش شل تر میشد. حس خوبی...

سناریو انیمه

دروددد به همگیی:: ددی مافیای من ::پارت۲..وانشات تهیونگ :اومد...

پارت ۱۶ویو ا/ت ...ولی...چرا مامان بابای کورو ....اینجاننننن....

Love in the dark①⑧چانهی: جانما/ت: الو داداش چانهی: جان چیشده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط