{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۶۱
جیمین روی کاناپه و ا.ت روی اون یکی کاناپه میخوابه
ویو ساعت ۶:۰۰ صبح/
ا.ت بیدار میشه میره صورتش رو میشوره کوله اش و جمع و جور میکنه که چشمش به خرید های دیشبشون میوفته..
ا.ت زمزمه میکنه:هرگز اون شب رو یادم نمیره(بعد حرفش لبخند میزنه)
جیمین:لای چشمش رو باز میکنه و ا.ت رو خندون میبینه و سریع خودشو به خواب میزنه
ا.ت:صبحونه درست میکنه میره حیمین رو بیدار کنه
ا.ت:جیمین؟ جیمینااااااا
جیمین:هوممم(خوابالو)
ا‌.ت:بیدار شو صبحونه بخور باید بریم بیرون
جیمین:باشه بلند میشه دست و صورتش رو میشوره و با ا.ت میشینن صبحونه میخورن..
لباس میپوشن و سوار ماشین میشن و راه میوفتن
ا.ت:اون لبتاب رو از صندلی پشت بردار روشن کن
جیمین:انجامش میده
جیمین:خب؟
ا.ت:برو توی ایمیل ها و به " . " پیام بده که نزدیکیم
جیمین:اوک پیام میده
جیمین:میگه توی زیر زمین منتظره
ا.ت:خوبه
میرن خارج از شهر و بعد نیم ساعت ا.ت جلوی یک خرابه پارک میکنه..
ا.ت:همینجا بمون پشت فرمون بشین گفتم گاز رو میگیری میری فهمیدی؟
جیمین:آره
ا.ت اسلحه اش رو برمیداره و پیاده میشه و میره توی خرابه
ا.ت:چانگ بسته رو بدون دردسر بده و پولت رو بگیر گم شو
چانگ:اوه نکنه فکر کردی من خرم؟
چانگ:به ا.ت حمله میکنه
باهم شروع به مبارزه میکنن(چانگ مَرده)
ا.ت: با پا میزنه توی دهن چانگ و بسته رو برمیداره و میدوه سمت ماشین
ا.ت:گاز بدهههههههه
جیمین:گاز میده و راه میوفته
چانگ و افرادش دنبال ا.ت میدون(ماشین ا.ت Toyota هستش)
ا.ت بسته رو پرت میکنه پشت ماشین و خودش میپره توی ماشین
ا.ت:جیمین برووووو
خلاصه وارد شهر میشن میرن اداره ی پلیس
ا.ت:نیا پایین
ا.ت میپره از ماشین پایین و بسته رو برمیداره میره تو اداره یک ربعه برمیگرده سوار ماشین میشه
ا.ت:جیمین بریم یک رستوران یک چیزی بخوریم بریم خونه دوش بگیریم برای شب آماده شیم..

ادامه دارد..
دیدگاه ها (۲)

برای فیک ازت متنفرم ولی دوست دارم.

پارت ۶۲شب میشه هردو حموم کردن لباش میپوشن.ا.ت:اممم جیمین این...

پارت ۶۰جیمین:اوه ممنونمیرن توی پاساژا.ت:اول واسه تو لباس میگ...

پارت ۵۹ا.ت:چون عصبیم باشه؟جیمین:اوه پس من ساکت میمونما.ت:چی ...

نام نام نام چرا انقدر زود ۱۰ تا شد ؟؟ریندو : کسی رو دوست دار...

چندپارتی درخواستی

سایه ای میان ما

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط