{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۶۰
جیمین:اوه ممنون
میرن توی پاساژ
ا.ت:اول واسه تو لباس میگیریم
جیمین:پس تو چی
ا.ت:بعد تو من
میرن توی یک مغازه و جیمین یک کت شلوار تنش میکنه
جیمین:چطوره؟
ا.ت:عالیه
ا.ت توی دلش:یقه اش زیادی بازه ولی نباید حرفی بزنم لعنتی خیلی بهش میاددددددددد
ا.ت:اینو برمی‌داریم
فروشنده:به خوشی بپوشید
جیمبن و ا.ت:ممنون
لباس رو میگیرن میان بیرون و میرن واسه ا.ت لباس بگیرن که ا.ت چشمش به یک لباس میوفته و خوشش میاد
ا.ت:هی جیمین بیا بریم تو این لباس رو یک تن بزنم
جیمین:بریم
ا.ت میره تو میپوشه میاد بیرون که جیمین هم تایید کنه
ا.ت:چطوره؟
جیمین توی دلش:خیلی بازه لعنتییییییییی
جیمین:خوبه
ا.ت:پس اینو برمیدارم
می‌خرن و میرن بیرون
ا.ت:بریم کافه یک چیری بخوریم بریم خونه واسه شام
جیمین:جواهر نمیخوای؟
ا.ت:لازم ن...
جیمبن:میبرتش توی یک مغازه ی جواهر فروشی
جیمین: خانم اوه از کدوم خوشش میاد؟
ا.ت:به جواهر ها نگاه میکنه که چشمش به ست ماه میوفته
ا.ت:این...چه خوشگله
فروشنده:اون ست پانزده یورو هست
جیمین:پول رو میده و برای ا.ت اون ست رو میخره و میرن بیرون
ا.ت:ممنوننننننننننن(با ذوق)
جیمین:خواهش میکنم عزیزم
میرن کافه یک قهوه میخورن میرن خونه و شام میخورن..

ادامه دارد..
دیدگاه ها (۰)

پارت ۶۱جیمین روی کاناپه و ا.ت روی اون یکی کاناپه میخوابه ویو...

برای فیک ازت متنفرم ولی دوست دارم.

پارت ۵۹ا.ت:چون عصبیم باشه؟جیمین:اوه پس من ساکت میمونما.ت:چی ...

پارت ۵۸اسلحه میگیرن لباس مخصوص میپوشن و سوار ماشین میشن و را...

نام فیک: عشق مخفیPart: 50۹ ماه بعد *ویو ات*توی این ۹ ماه خیل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط