{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرابگو!

مرابگو!
من این سوی جهان
آروزمندِ آن باشم که بخواهم
برای کودکان ِ عریان و گرسنه سومالی
استکانی شیر شوم و ... بنوشَدم
تکه ای نان شوم و قورتم دهد
پیراهنی شوم و بپوشَدم
... مرا بگو ... باید برای کودکان بینوای و بی کس ِ سرزمین ام
_ از " کرکوک " تا " وان " _
چه شوم
مرا بگو
مرا بگو !؟

................................. شیرکو بی کس .
دیدگاه ها (۱)

دلگیر نشو از آدمها نیش زدن طبیعتشونه به هوای بارونی میگن .....

وقتی مردان ، حرمت مرد بودنشان را بدانند و زنان ، شوکت زن بود...

راز شاید دیگر پس از این قلمم را بسپارم به دست « باد» او ...

ﺁﻫﺴﺘﻪ ﮔﻔﺖ:"ﺧﺪﺍﻧﮕﻬﺪﺍﺭﺕ"..ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺴﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ...ﺁﺩﻣﻬﺎ ﭼﻪ ﺭﺍﺣت؛ﻣﺴﺌﻮ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط