{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راز

راز

شاید دیگر پس از این

قلمم را بسپارم به دست « باد»

او به جای من شعر بگوید

شاید دیگر پس از این

تنها «باد»

نشانی

برف و

باران و

شعله‌ی

عشق تازه‌ام را بداند .
شیرکوه بی کس و شاملو
دیدگاه ها (۲)

مرابگو! من این سوی جهان آروزمندِ آن باشم که بخواهم برای کودک...

دلگیر نشو از آدمها نیش زدن طبیعتشونه به هوای بارونی میگن .....

ﺁﻫﺴﺘﻪ ﮔﻔﺖ:"ﺧﺪﺍﻧﮕﻬﺪﺍﺭﺕ"..ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺴﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ...ﺁﺩﻣﻬﺎ ﭼﻪ ﺭﺍﺣت؛ﻣﺴﺌﻮ...

به سلامتیه گوسفند که دلش به چوپانش خوشه اما خبر نداره که او...

،دیگر سراغت را از نارنج رها شدهدر پیاله ی آب نخواهم گرفتدیگر...

عاشقانه های شبنم بیاد بابا محمدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط