{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق مافیایی 🔪🩸🖤

عشق مافیایی 🔪🩸🖤
پارت ۵
ویو تهیونگ: یه چند دقیقه ساکت بود که بعد پرسید :

- میشه بپرسم اسمتون چیه ؟

+ کیم تهیونگ .
بعد دیگه گفت میشه منو یه جا پیاده کنید . این اسکله ( اره اسکله😂) فکر کرده الکی اومده تو ماشین من !؟
با تعجب بهش نگاه کردم که گفت :

- من یه برادر دارم باید برم پیشش لطفاً منو همینجا ها پیاده کنید من کاری به شما ندارم . ( جدی)

+ واقعا فکر کردی برای چی اینجایی ؟

- نمیدونم من باید برم پیش برادرم لطفاً بزارید برم ( لارا فهمیده که ولش نمیکنن میخواد یه جوری راضیش کنه ولش کنه وگرنه فرار کنه )

+ فعلا میای میریم بعد خودت میفهمی چرا داریم میبریمت

- نه لطفا بزارید برم ( یه کم بغض )

+(سکوت)

کم کم داشتیم میرسیدیم . رسیدیم و به زور پیادش کردم و بردمش بالا خیلی دست و پا میزد و التماس میکرد میگفت کاری بهم نداشته باشید باید برم پیش برادرم. این چرا به فکر خودش نیست همش به فکر برادرشه ؟!! فکر میکنه میخوام بهش اسیب بزنم ولی نمیدونه من کاری بهش ندارم چطور میتونم به عشقم اسیب بزنم ؟

ویو لارا : به زور داشت میبردم داخل کم کم داشت گریم میگرفت خیلی نگران سوهوک بودم اون بدون من چیکار کنه اون هنوز سرکار هم نمیره بدون من دووم نمیاره . همینجوری داشت میبردم توی یه اتاق وای این میخواد چیکار کنه ؟( دخترمون یه کم منحرفه چیزی نیست 😉) بردم تو اتاق و درو قفل کرد وتی خدا چیکار میکنه .
من داشتم میرفتم عقب اون جلو من عقب اون جلو که خوردم به دیوار و دستاشو دورم حصار کرد . اومد بغل گوشم و جوری که نفساش به گوشم بخوره گفت :

+ نترس کاری بهت ندارم ( با صدای بم و خمار )

- ولم کن برم ( ترسیده)

+ کجا شما تازه اومدی ؟ (پوزخند)

- چیکارم داری ؟

+ شب بخواب فردا حرف میزنیم .

-نه من باید برم .

+ تو جایی نمیری(ترسناک)

- ( سکوت)

مرده که اسمش تهیونگ بود رفت بیرون و درو بست و قفل کرد.
داشتم اتاقو انالیز میکردم که چشمم خورد به یه تخت صورتی سفید خوشکل با یه پتوی پشمی بزرگ وای چقدر خوشکل بود ادم دلش میخواد بپره روش ... هوراااا محکم پریدم روی تخت که وقتی افتادم روش انگار روی ابرا بودم . کم کم چشمام داشت گرم میشد که یاد سوهوک افتادم اشک توی چشمام جمع شد . داشتم بهش فکر میکردم که الان نگرانمه ؟ الان کجاس ؟ خداکنه این وقت شب دنبالم نگرده .
کم کم چشمام سیاهی رفت و به یه خواب عمیق رفتم .
پارت بعد چند ساعت دیگه اپ میشه .
حمایت پلیز 🫣🤭👋👋
دیدگاه ها (۰)

لباس لارا واسه بیمارستان بچه ها حمایت کنید 🥲

پارت ۴ ویو تهیونگ وقتی که دیدمش از زیباییش شکه شدم چشمایی با...

اشتباه من

اشتباه من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط