مادرم پیامبری بود باکلی معجزه

مادرم پیامبری بود باکلی معجزه....
هیچ وقت یادم نمیرود
اولین سوز زمستانی
که النگویش را تبدیل به بخاری کرد
دیدگاه ها (۱)

بهتــــــرین دوستــــــمآیینه استوقتـــے من گریه میکنماو نمی...

حال عجیبی دارد این روزهای من،گیر کرده ام بین ساعتی که نمی گذ...

مزرعه را موریانه خورد،ولــــے ما برایگنجشک ها مترسک ساختیم ....

شما یادتون نمیاد ی زمانی تخمه خوردن تو این کاغذا یکی از بهتر...

🔴 حکایت دو مداد سیاهاز دو مرد دو خاطره متفاوت از گم شدن مداد...

قهوه تلخ پارت ۶۰ویو دازایچویا به سمت مرد رو به روش رفت. اول ...

چند پارتی از تهکوک و ا/ت درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط