چندپارتی
#چندپارتی
دیر فهمیدم...~
پارت پنجم
یهو همه با چشمای درشت به جیمین نگاه کردن...
_یااااااااااا منحرفااااا
#خب خودت یه جوری میگی ادم پشماش میریزه
_نه خیر هوبی شماها خیلی منحرفین
~تو فک کن ما منحرفیم..والا
_سوکجینااااا
~درددد
_اصلا فل کتین یه امشبو بیاین مست کنیم
&$#%~=ارههههههه
جیمین بلند شد و بطری های سوجو رو آورد
میگفتن و میخن دیدن... البته از سر مستی!..یه هفته گذشت و امروز دوشنبه بود ات و جیمین با هم قرار داشتن...هودی سفید با شلوار بگ و کفش آدیداسش پوشید و عطر مورد علاقه دخترو زد...سوار ماشین شد و به طرف کافه رفت...
مثل همیشه دختر زود تر اونجا بود...رفت و روبهروش نشست...
_سلام
+ سلام
_چطوری؟
+ خوبم تو خوبی؟
_تو خوب باشی منم عالیم
ات دستشو بلند کرد و یه باریستا به طرفشون...
گارسون:چی میل دارید؟
+ یه لاته
_ یه دبل اسپرسو
گارسون :بله حتما
گارسون رفت
+ حالا چرا تلخ؟
_اگه میتونی برام شیرینش کن
+مرتیکه لاسو *خنده*
_*خنده*خب...نظر نهایی؟
ات یه نفس عمیق کشید
+ خب ببین...قبول میکنم ولی حسمو از دست دادم...باید خودت عاشقم کنی!
_نمیزارم به یه ثانیه بکشه
+ قول؟
_قول!
سفارشاشونو خوردن و از کافه خارج شدن...
_موافقی یه شب رومانتیک داشته باشیم؟
+البته
_ساعت 8میام دنبالت
+ منتظرتم
جیمین اتو به خونش رسوند و رفت تا واسه امشب تدارک ببینه...بوی غذایی که پخته بود تمام خونه رو گرفته بود...شروع کرد به چیدن میز... شیشه مشروبی رو روی میز گذاشت...دوتا شمع کنار میز گذاشت و روشنشون کرد...دوتا گیلاس کنار بشقاب های روی میز گذاشت...هوای خونه رو با عطر شستوشو داد...دیگه همه چیز آماده بود...به ساعت نگاه کرد7:50...
ای وای دیرش شده بود سریع لباس پوشید و سوار ماشینش شد و به طرف خونه ات حرکت کرد...
جفتشون با هم وارد خونه شدن...جیمین کت ات رو ازش گرفت و به چوب لباسی آویزون کرد...
+ واو
_خوب شده؟
+ عالیه
_بشین
اتروی صندلی نشست و جیمین رفت و غذارو آورد...مشروب میخوردن و میخندیدن....شامشون تموم شد
+ خیلی خوشمزه بود ممنون
_نوشجونت
_میگم میای به یاد قدیما با هم برقصیم ؟
+ چرا که نه!
جیمین اهنگی گذاشت و دست ات رو گرفت...دست های ات روی شونه های جیمین و دستای جیمین دور بدن ات...
با هم عاشقانه میرقصیدن....
+ تو موفق شدی منو باز عاشق کردی
_خوشحالم
پسر آروم آروم لباشو به لبای دختر دوخت و بوسه ای رو شروع کرد...پر از عشق ...پر از دلتنگی ...
پایان🌒
دیر فهمیدم...~
پارت پنجم
یهو همه با چشمای درشت به جیمین نگاه کردن...
_یااااااااااا منحرفااااا
#خب خودت یه جوری میگی ادم پشماش میریزه
_نه خیر هوبی شماها خیلی منحرفین
~تو فک کن ما منحرفیم..والا
_سوکجینااااا
~درددد
_اصلا فل کتین یه امشبو بیاین مست کنیم
&$#%~=ارههههههه
جیمین بلند شد و بطری های سوجو رو آورد
میگفتن و میخن دیدن... البته از سر مستی!..یه هفته گذشت و امروز دوشنبه بود ات و جیمین با هم قرار داشتن...هودی سفید با شلوار بگ و کفش آدیداسش پوشید و عطر مورد علاقه دخترو زد...سوار ماشین شد و به طرف کافه رفت...
مثل همیشه دختر زود تر اونجا بود...رفت و روبهروش نشست...
_سلام
+ سلام
_چطوری؟
+ خوبم تو خوبی؟
_تو خوب باشی منم عالیم
ات دستشو بلند کرد و یه باریستا به طرفشون...
گارسون:چی میل دارید؟
+ یه لاته
_ یه دبل اسپرسو
گارسون :بله حتما
گارسون رفت
+ حالا چرا تلخ؟
_اگه میتونی برام شیرینش کن
+مرتیکه لاسو *خنده*
_*خنده*خب...نظر نهایی؟
ات یه نفس عمیق کشید
+ خب ببین...قبول میکنم ولی حسمو از دست دادم...باید خودت عاشقم کنی!
_نمیزارم به یه ثانیه بکشه
+ قول؟
_قول!
سفارشاشونو خوردن و از کافه خارج شدن...
_موافقی یه شب رومانتیک داشته باشیم؟
+البته
_ساعت 8میام دنبالت
+ منتظرتم
جیمین اتو به خونش رسوند و رفت تا واسه امشب تدارک ببینه...بوی غذایی که پخته بود تمام خونه رو گرفته بود...شروع کرد به چیدن میز... شیشه مشروبی رو روی میز گذاشت...دوتا شمع کنار میز گذاشت و روشنشون کرد...دوتا گیلاس کنار بشقاب های روی میز گذاشت...هوای خونه رو با عطر شستوشو داد...دیگه همه چیز آماده بود...به ساعت نگاه کرد7:50...
ای وای دیرش شده بود سریع لباس پوشید و سوار ماشینش شد و به طرف خونه ات حرکت کرد...
جفتشون با هم وارد خونه شدن...جیمین کت ات رو ازش گرفت و به چوب لباسی آویزون کرد...
+ واو
_خوب شده؟
+ عالیه
_بشین
اتروی صندلی نشست و جیمین رفت و غذارو آورد...مشروب میخوردن و میخندیدن....شامشون تموم شد
+ خیلی خوشمزه بود ممنون
_نوشجونت
_میگم میای به یاد قدیما با هم برقصیم ؟
+ چرا که نه!
جیمین اهنگی گذاشت و دست ات رو گرفت...دست های ات روی شونه های جیمین و دستای جیمین دور بدن ات...
با هم عاشقانه میرقصیدن....
+ تو موفق شدی منو باز عاشق کردی
_خوشحالم
پسر آروم آروم لباشو به لبای دختر دوخت و بوسه ای رو شروع کرد...پر از عشق ...پر از دلتنگی ...
پایان🌒
- ۲.۴k
- ۲۲ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط