{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

های

های
دوباره اومدم با چیزایی که خانوادم گفتن بل بل
امروز بدترین روز بود خلاصه همش دعوام کردن فک کنم اصلا یک ذره هم براشون مهم نیستم برای اینکه چندبار در یخچال از دستم در رفت یه یباریشم از عصبانیت محکم بستم داشتن با حرفاشون منو اعدام میکردن حتی من حق عصبانی شدنم ندارم مامانم اومد گوشی رو محکم از تو دستم کشید ایرپادیم که تو گوشم بود محکم از تو گوشم کشید بیرون بعدشم همینجور دعوام کرد تو خیلی خرج میکنی تو تیلی نت میگیری تو گوه خوردی رفتی بیرون تو نباید بری تو اتاقت درو ببندی تو نباید هر گوهی بخوری بل بل الانم که میبینید تونستم اوا اومد بای
دیدگاه ها (۹)

بچه ها یه سوال من اگه گوشیمو عوض کردم چجوری پیجمو انتقال بدم...

بچه ها من چیزی نمیگم فقط نگاه کنید بل بل اولیییب چراااا اینق...

بچه ها پیجشو فالو کنید بچم تازه لومده@jungkook_armi.88

بچه ها اینجا نگفت کاکا😂😂🔪قسمت ³ تموم کردم ایشالا از دوباره ق...

وقتی میرین خونه مادرش ولی...خندیدم. بلند و مستانه ‌ ، هانا س...

#P𝗔R𝗧 : 31 〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦............

P/31(سولار)با تکون های نه چندان ریز ماشین بیدار شدم. وای خدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط