{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part6

Part6
عشق به طعم درد

_کارتو بگو سریع
-من من رحیمی هستم امدم برای رضایت

از خجالت سرمو انداختم پایین که بلند شد و برق اتاق رو روشن کرد سرمو بالا اوردم قیافش ترسناک پر از نفرت بود و اینکه بهش نمخورد یک دختر ۱۳ ساله داشته باشه

_خب میتونی بری

با تعجب بهش نگاه کردم و به سمتش رفتم

-من برای رضایت امدم اقای فرخ من جز بابام کسی رو تو این دنیا ندارم اقای فرخ

سیگارشو روی میز خاموش کرد و نیشخنده زد

_من جز دخترم و زنم کسی رو نداشتم ولی بابای بی نا.موس.ت اونارو کشت
-میدونم درکتون میکنم

تا اینو گفت به سمتم هجوم اورد و تو صورتم غرید..

_تو درک نمکنی ع.وض.ی توهم مثل همون بابا بی. شرفتی

قطره اشکی از چشمم چکید که دوباره از اون نیشخنده هایی ترسناک زد

-هرکاری بگید براتون انجام میدم فقط رضایت بدین من یک دخترم تنها تو این جامع چجوری زندگی کنم بابام هرچی باشه سرپناه من بوده نون اور خونه بوده مگه شما سرپناه دخترتون نبودین

تا اینو ک گفتم محکم کوبید تو گوشم که پخش زمین شدم

_منو با اون بابات مقایسه نکن الانم پاشو برو من رضایت بده نیستم

بلندشدم و از کتش گرفتم و همنجور که گریه میکردم

-اقای فرخ جان من هرکاری بگید میکنم هرکاری فقط بابامو اعدام نکنید من کسی رو ندارم

کتشو از دستم بیرون کشید و بیرون رفت من موندم با قلبی پر از درد

بهتین

از شرکت زدم بیرون و سیگارمو روشن کردم و به طرف خونم رفت
رسیدیم و درباز کردم تا خونمون که با شیدا با عشق ساخته بودیم من دیوونه شیدا بودم

#فلش.بک

_بهتین دورت بگردم میایی کمکم همین بشقاب هارو بزارم تو کابینت

بلند شدم به سمت اشپزخونه رفتم که یهو دستم به لیوان بالایی میز خورد و به زمین خورد شکست
دیدگاه ها (۲)

Part4عشق به طعم درداتشینساعت ۱۰ بلند شدم و اسنپ گرفتم و به س...

Part3عشق به طعم دردکامران هی میخواست دهن باز کنه ولی نمگفت ب...

پارت اول تنها شرور ویو ا.ت تو خواب نازم بودم که یک صدایی تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط