وقتی دیگر منی وجود ندارد
_وقتی دیگر منی وجود ندارد_
𝐏𝐀𝐑𝐓:2꣢
ویو خونه
باهم وارد خونه شدن.. ات میخواست موضوع مرضی جونگکوک رو بگه ولی حس کرد الان وقتش نیست و بهتره فردا بحث رو بکشه وسط..
<شب موقع خواب>
ویو ات
من بدون هیچ حرفی رفتم بالا تو اتاق انفرادیم زمان هایی میرفتم اونجا که قرار بود تا روز ها نه غذا و چیز های دیگه بخورم و نه حرف بزنم..
مهم اینه که من تصمیم خودم رو گرفتم و میخوام از اینجا برم....
[فلش بک به ۲ روز پیش]
+ا.تتتت کجایییی (مس.*ت)
-.......
+میگمممممم کجاییی(عربده)
-بلههههه چی از جونم میخوایی تو مافیا بودی به من نگفتی هاااا؟ ما هنوز باهم صمیمی نشدیم ولی....(با حرف جونگکوک قطع شد)
+بیا پایین کارت دارمم سریععع
-بله(کمی بلند و سرد) ج.ج.جونگ.کوکککک وای چی شدیییی؟
از حال رفته بود بی دلیل..
پستار "
"همراه آقای جئون کی هستن؟
+م.منم
"بفرمایید داخل مریض حالشون خوب هستن ولی نباید بهش فشار عصبی و روحی بیارید چون بدتر میشه
+چشم ممنونم میتونیم بریم خونه؟
"البته
پایان فلش بک>>>>>
از اون موقع باهم اوکی شده بودن ولی از زمانی که ات به اتاق رفت و اون فکر هارو کرد خیلی فرق کرد.. هم ات و هم کوک
_گلم..چیزی شده
+.......
_اها قهر کردی برا همین تنها خوابیدی؟
+........
_باشه
+میدونی چیه؟ مریضی مزخرفت رو بگو لطفا.. من... هیچی
_فردا صحبت میکنیم عشقم
فردا
ات:بلند شدم دیدم کوک نیس باهاش آشتی کرده بودم دیدم از پایین بوهای خوشمزه میاد رفتم پایین و دیدم کوک داره غذا میپزه
_بیدار شدی چاگیا صب بخیر
+اهوم همچنین
ادامه دارد....
شرمنده مزخرف و کوتاهه 🥲
𝐏𝐀𝐑𝐓:2꣢
ویو خونه
باهم وارد خونه شدن.. ات میخواست موضوع مرضی جونگکوک رو بگه ولی حس کرد الان وقتش نیست و بهتره فردا بحث رو بکشه وسط..
<شب موقع خواب>
ویو ات
من بدون هیچ حرفی رفتم بالا تو اتاق انفرادیم زمان هایی میرفتم اونجا که قرار بود تا روز ها نه غذا و چیز های دیگه بخورم و نه حرف بزنم..
مهم اینه که من تصمیم خودم رو گرفتم و میخوام از اینجا برم....
[فلش بک به ۲ روز پیش]
+ا.تتتت کجایییی (مس.*ت)
-.......
+میگمممممم کجاییی(عربده)
-بلههههه چی از جونم میخوایی تو مافیا بودی به من نگفتی هاااا؟ ما هنوز باهم صمیمی نشدیم ولی....(با حرف جونگکوک قطع شد)
+بیا پایین کارت دارمم سریععع
-بله(کمی بلند و سرد) ج.ج.جونگ.کوکککک وای چی شدیییی؟
از حال رفته بود بی دلیل..
پستار "
"همراه آقای جئون کی هستن؟
+م.منم
"بفرمایید داخل مریض حالشون خوب هستن ولی نباید بهش فشار عصبی و روحی بیارید چون بدتر میشه
+چشم ممنونم میتونیم بریم خونه؟
"البته
پایان فلش بک>>>>>
از اون موقع باهم اوکی شده بودن ولی از زمانی که ات به اتاق رفت و اون فکر هارو کرد خیلی فرق کرد.. هم ات و هم کوک
_گلم..چیزی شده
+.......
_اها قهر کردی برا همین تنها خوابیدی؟
+........
_باشه
+میدونی چیه؟ مریضی مزخرفت رو بگو لطفا.. من... هیچی
_فردا صحبت میکنیم عشقم
فردا
ات:بلند شدم دیدم کوک نیس باهاش آشتی کرده بودم دیدم از پایین بوهای خوشمزه میاد رفتم پایین و دیدم کوک داره غذا میپزه
_بیدار شدی چاگیا صب بخیر
+اهوم همچنین
ادامه دارد....
شرمنده مزخرف و کوتاهه 🥲
- ۳.۹k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط