{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💋🫂وقتی عضو نهم استری کیدز هستی و می‌خوای اذیتشون کنی...🫂💋

💋🫂وقتی عضو نهم استری کیدز هستی و می‌خوای اذیتشون کنی...🫂💋

چان 🐺 : داشت با گوشی چیزی نگاه می‌کرد. آروم نزدیکش شدی و گفتی: (چان...) سرش رو بالا آورد. صورتت رو نزدیک صورتش بردی و اون کاملاً جا خورد. درست لحظه‌ای که فکر کرد قراره بوسه‌ای اتفاق بیفته، سریع کنار کشیدی و با خنده گفتی: (هیچی، فقط می‌خواستم ببینم عکس‌العملت چیه.) چان چند ثانیه مات موند و بعد خندید: (جدیدا خیلی خطرناک شدی.... )

لینو 🐰: وقتی مشغول بازی با گربه هاش بود ، ناگهان روبه‌روش نشستی. آروم بهش نزدیک شدی و نگاهش روی لب‌هات ثابت موند. در آخرین لحظه عقب رفتی و گفتی: ( شیمون شدم.) لینو با لبخند شیطنت‌آمیزی گفت: (دفعه بعد نمی‌ذارم فرار کنی.)

چانگبین 🐷🐰 : همین که نزدیک شدی، کاملاً سرخ شد. اما درست قبل از اینکه اتفاقی بیفته، روی پاشنه چرخیدی و رفتی. چانگبین با ناباوری گفت: (صبر کن! این تقلب بود!)

هیونجین 🦙 : تا نزدیک شدی، قلبش تندتر زد و خودش رو کنار کشید و فرار کرد و از اون نگاه های چندشی انداخت و بلند گفت:( عیوووووووووو.... دیگه بهم نزدیک نشو. )

هان 🐿: فکر کرد بالاخره رویاش داره واقعی میشه. اما وقتی کنار رفتی، چند ثانیه به دیوار خیره موند. بعد گفت: (من از این شوخی‌ها شکایت دارم.)

فیلیکس🐥:  همین که کنار کشیدی، فقط خندید. بعد خم شد و با صدا کلفتش گفت: ( بیبی خودت بازی رو شروع کردی...) و این بار خودش باعث شد صورتت قرمز بشه.

سونگمین 🐶: وقتی عقب رفتی، خیلی خونسرد گفت: (بچه‌گانه بود.) اما گوش‌های قرمزش همه‌چیز رو لو داد.

آی.ان 🦊: برای چند ثانیه کاملاً هنگ کرد. بعد با خجالت گفت: ( من هنوز بچم .... تو هم مثل من بچه ای، این کار ها ازت بعیده)
دیدگاه ها (۰)

#One_Last_Condition شرط آخر⬅︎P3 هارین با تمام سرعت می‌دوید. ...

#سناریو 🍳 وقتی با استری کیدز آشپزی می‌کنیم 🍳 چان🐺:قرار بود ک...

#One_Last_Condition شرط آخر⬅︎P2 ساعت از دو نیمه‌شب گذشته بود...

سناریو | وقتی وسط دعوا یهو می‌بوسنت 'ورژن چانگبین'تو:"آره! ت...

سناریووقتی زن چانی و جلوی اعضا باهم دعوای شدید میکنین(ری اکش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط