در حقیقت نیستی
در حقیقت نیستی
چه غمگینم...
اما مابین نوشته ها،
چه رقصانی برایم
چه خوشحالم...
هر کجا که میخواهم می ایستی
هر چیزی که بخواهم میکنی
نگاه کن
شخصیتت را چه به بازی گرفته ام.
حداقل به خاطر من نه،
برای غرورت،
که اگر نمیخواهی
بین قافیه ها لِه شود
بیا...
بگذار چنان با تو قصری از نوشته ها بسازم که
تمام دنیا انگشت به دهان ما شوند.
بیا که خبر نداری در نبودت
شدیدا بین سردی زمستان میسوزم
چه غمگینم...
اما مابین نوشته ها،
چه رقصانی برایم
چه خوشحالم...
هر کجا که میخواهم می ایستی
هر چیزی که بخواهم میکنی
نگاه کن
شخصیتت را چه به بازی گرفته ام.
حداقل به خاطر من نه،
برای غرورت،
که اگر نمیخواهی
بین قافیه ها لِه شود
بیا...
بگذار چنان با تو قصری از نوشته ها بسازم که
تمام دنیا انگشت به دهان ما شوند.
بیا که خبر نداری در نبودت
شدیدا بین سردی زمستان میسوزم
- ۲۶۵
- ۲۱ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط