{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#p۲۹:

#p۲۹:
اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره

بعد پنج دقیقه کامل عمارت تخلیه شد و عمارت را سکوت عمیقی فرا گرفت
_: هوففف عصابم ریده شد توش
همان لحظه رفیق صمیمی کوک با او تماس گرفت
_: الوو
٪: سلام چطوری کوک
_: عصابم خط خطیه
٪: یه مهمونی دوستانه گرفتم بیا
_: حوصله ندارم
٪: یا با پای خودت میای یا میام میارمت
_: خیله خب، آدرس؟
٪: بزرگترین بار سئول
_: کی؟
٪: ساعت هشت
_: خیله خب یه ساعت دیگه راه میوفتم

(ویو کوک)
واقعا عصابم خورده، دلم میخواد هرکی دم و دستم باشه رو با یه تیر بکشم، هه چالبه این بچه فکر کرده من نمیفهمم از دست دادن حافظش دروغه

(ویو ا/ت)
وای نه چطوری فهمید من حافظم رو از دست ندادم، میخوام از اینجا فرار کنم اما از شانس بدم اینجا حتی یه پنجره هم نداره، وایی خدااا
ابروم جلو خانواده خودم و این مرتیک عوضی رفت، حالا فکر میکنم واقعا ما باهم... خدا یا من و بکش راحتم کن

یک ساعت گذشت و کوک اماده شد و به جایی که دوستش گفت رفت همه چیز خوب بود تا اینکه دختر های هرزه بار از جونگ کوک خوششون اومد چند باری خواستن با عشوه گری دلش رو به دست بیارن اما نشد تا اینکه تصمیم گرفتن تو لیوان ویسکی که قراره گارسون ببره برای کوک یه بسته قرص تحریک کننده بریزن، وقتی کوک لیوان ویسیکش
رو خورد بعد پنج دقیقه حالش دیگه دست خودش نبود
☆: اومم اقا نمیخوای مارو به یه شب خاطره ساز دعوت کنی؟
_: آههه گرممه، برو کنار هرزه عوضی
جونگ کوک میدونست یه چیزی درست نیست
اما حالش خوب نبود به سمت عمارت حرکت کرد
و در اتاق رو باز کرد و با چهره ا/ت مواجه شد

♡: میخوامم برممم، هویی چته
_: ا/ت م من نیازت دارم
♡: چیی گمشوو
_: اونا قرص تحریک کننده ریختن تو ویسکیم، من حالم خوبه نیست بهت نیاز دارم
♡: حتی فکرشم نک...
کوک نذاشت حرف ا/ت کامل بشه که روش خیمه زد و...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرطا برای سه پارت بعدی: سه پارت آپلود شده را به: ۱۵لایک، ۱٠بازنشر برسونید
دیدگاه ها (۵)

#p۲۸:اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره♡: خب دیگه چیزی نگفت م...

#p۲۷:اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوبارهخانواده جئون: درو بر ه...

_____________________________________CARTOGRAPHER'S OATH PAR...

پرنسس من ۲۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط