{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شروع فعالیت🌀❤️

شروع فعالیت🌀❤️


#ارباب_من
#پارت_شیش


دکتر: جونگ کوک دختر عموت یه مریض نادر داره

جونگ کوک: چ. چی م. منظورت چیه


دکتر: بیماریش اینجوری که......(اینو بعدا میفهمین)


دکتر: و فقط یه راه داره تا درمان شه اونم ممکنه جواب نده


جونگ کوک: بگو چیهههه


دکتر: یه میوه توی کشور المان که دست یه دانشمنده که به سختی میده بهت


جونگ کوک: هر جور شده ازش میگیرم


ویو صبح جونگ کوک:


از خواب پا شدم دست و صورتم رو شستم و رفتم wc کار های لازم کردم و اومدم بیرون تا ا/ت رو صدا بکنم


ویو صبح ا/ت:


از خواب پا شدم دست و صورتم رو شستم و رفتم wc کار های لازم کردم
لباس خوابم رو عوض کردم و نشستم یکم ارایش کردم و رفتم رو تخت نشستم و فکر میکردم کوک میدونه سرطان دارم یا نه؟

جونگ کوک: ا/تتتتتت بیدار شوووو(دم در)


ا/ت: بیدارم بیا تو

جونگ کوک: عه بیداری؟ ولش الان پاشو از این به بعد کار نمیکنی الانم بیا صبحونه


ا/ت: چرا؟ چون فهمیدی سرطان دارم؟


جونگ کوک: ت.تو از کجا میدونی؟


ا/ت: یه سالی میشه ولی به کسی نگفتم


جونگ کوک: تو غلط کردیییییی(داد)


ا/ت: سر من داد نزن به هر حال نه ماه دیگه میمیرم


جونگ کوک: نمیمیری نترس الانم پاشو زودددد


ا/ت: .......


شرایط:


۴۰ ریکت


#اد_کوک
دیدگاه ها (۱)

#ارباب_من#پارت_پنججونگ کوک: تو بیخود کردییی(داد) حالا هم  گم...

#ارباب_من#پارت_چهاروقتی رفتن اجوما همه چیز رو به ا/ت گفت و ا...

#ارباب_من#پارت_یکمعرفی شخصیت های اصلی: سلام من جئون ا/ت هستم...

ویو ات امروز هم بیدار شدم صورتم رو شستم و رفتم پایین پیش باب...

داشتم آماده میشدم که کوک در زد کوک : پرنسسم من اومدم خونه لب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط