{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}



مگر شک داری
که تو جزئی از وجودمی؟
و من آتش را از چشمان تو دزدیدم؟

و به خطرناک‌ترین
انقلاب‌هایم دست زدم؟
ای گل سرخ
ای یاقوت
ای ریحان
ای پادشاه
ای محبوبیت
ای مشروعیت تمام کلمات
ای ماهی‌ای که در آب زندگی‌ام شناوری
ای ماهی که هر شب از پنجره‌ی کلمات طلوع می‌کنی
ای فتح الفتوح من
ای آخرین وطنی که در آن زاده می‌شوم و دفن می‌شوم و نوشته‌هایم را منتشر می‌کنم

#نزار_قبانی
دیدگاه ها (۶)

ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺍﯾﻦ ﻏﺒﺎﺭ ﺑﯽ ﺳﻮارﺩﺭﯾﻎ ﮐﺰ ﺷﺒﯽ ﭼﻨﯿﻦ ﺳﭙﯿﺪﻩ ﺳﺮ...

صبحبرکت چشمان توست آنگاه کهانتظار حضورتواژه واژه درمن شعر می...

‌از منٖ عبـور میکنی و دم نـمی زنـی تنهادلم خوش است که شاید ن...

‌تنها به تماشای چه ای ؟بالا گل یک روزه نورپایین تاریکی بادبی...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۲۵

ᴘᴀʀᴛ4215 سال دروغ فصل سوم«مردمتان معترض‌اند. بسیار خواستار ...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط