{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنها به تماشای چه ای



تنها به تماشای چه ای ؟
بالا گل یک روزه نور
پایین تاریکی باد
بیهوده مپای شب از شاخه نخواهد ریخت و دریچه خدا روشن نیست
از برگ سپهر شبنم ستارگان خواهد پرید
تو خواهی ماند و هراس بزرگ ستون نگاه و پیچک غم
بیهوده مپای
برخیز که وهم گلی زمین را شب کرد
راهی شو که گردش ماهی شیار اندوهی در پی خود نهاد
زنجره را بشنو : چه جهان غمناک است و خدایی نیست و خدایی هست و خدایی
بی گاه است به بوی و به رو و چهره زیبایی در خواب دگر ببین

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۱)

‌از منٖ عبـور میکنی و دم نـمی زنـی تنهادلم خوش است که شاید ن...

‌مگر شک داری که تو جزئی از وجودمی؟و من آتش را از چشمان تو دز...

‌کیستی که منجز اونمی بینم و نمی یابم دریای پشت کدام پنجره ای...

‌‌شهر می خوابد به لالایی سکوت، اختران نجوا کنان بر بام شبنرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط