{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*گل یخ*

*گل یخ*
*فرشته*
خسته از بافتنی میله ها رو گذاشتم دم غروب بود وبه شدت دلتنگ بودم چقدر دلم آغوش مادر بزرگ رو می خواست امروز جمعه بود شاید بخاطر همین دلم بی تابی می کردپنجره رو بازکردم سرد بود به خودم لرزیدم
- ببند پنجره رودختر
- برگشتی
کتاب تو دستشو گذاشت رو میز ونشست رو مبل
- یخ زدم بیرون یه چای میدی
چای وکیک آماده کردم گذاشتم تو سینی مقابلش گذاشتم
- این چیه می بافی یه هفته است درگیرشی
- بافتنی
-می دونم بافتنیه میگم برای چیته
- برای توه این رنگ بهت میاد
- ببینمت
سرمو بلند کردم نگاش کردم با یه لحن مهربون گفت : واقعا برای منه
- آره
- پس برای همین اون دفه رفتیم بیرون لباسم این رنگی بود داشتی منو می خوردی
سرخ شدم از خجالت
- بی ادب
-نمی خوای بگی چی شده
- چی
- اینجوری پکری
- دلم برای مادر بزرگ تنگ شده برای مادرم پدرم
- خوب چرا نمیری ببینیشون
- چجوری برم
- خنگی به خدا مامان که هست با این پسره شاهرخ برین
- رانندتون که چند روز نیست
- بلاخره برمی گرده
بلند شد رفت اتاق خواب پس چرا چایشو نخورد همونجا رو مبل لم دادم چشام داشت گرم می شد
- مگه خوابیدی
از جا پریدم خندش گرفت گفت : لباس بپوش بریم
- کجا
- خنگ خدا...خونه بابات
از ذوق جیغ زدم
- وااااای ....مرسی محمد ...مرسی
- بدو آماده شو زبون نریز
با خوشحالی رفتم لباس پوشیدم وقتی آماده شدم اومدم بیرون محمد لبه ای تخت نشسته بود معلوم بود خسته است
- محمد خسته ای نم...
حرفمو برید گفت : نه میریم
از خونه اومدیم بیرون محمد گفت ماشین دم حیاط زده تا دم در حیاط پیاده رفتیم محمد رفت ماشینو آورد نشستم وگفتم: چقدر کوچه شلوغ بود
- ندیدی یه ماشین جلو در حیاط بود واسه همین ماشینمو نیاوردم داخل
- آها ن.ولی چرا شلوغ بود
-عروسی دختر همسایمونه
سکوت کردم یه آهنگ ملایم گذاشت تو ماشین چقدر گرم بود دلم می خواشت بخوابم
- هی کوچلو خوابت گرقته
- اره همش خوابم میاد
- خوب چه خبرته هر روز صبح زود بلندمیشی بخواب
- اونوقت کی به تو صبحانه میده نمیشه که با شکم خالی بری
- این کارو خودت کردی وگرنه می رفتم پایین می خوردم
- ولی من دارم آشپزی یاد می گیرم
- خدا به دادم برسه .
دلخور نگاش کردم بدجنسانه نگام کرد
- خیلی بدجنسی
زبونشو دور لبش پرخوند وگفت: خیلی ...تازه بچه کوچلوی تر تازه هم می خورم .
متعجب نگاش کردم آروم زدتو سرم وگفت : بخدا که خیلی خنگی .مگه هیولام
- اره
- باشه دارم برات
بدجنسانه زبونمو در آوردم براش لبخند زد
دیدگاه ها (۳)

*گل یخ**محمد*فرشته همچین چسبیده بود به مامان بزرگ خندم گرفته...

*گل یخ**فرشته*جلو آینه خودمو نگاه کردم وای چقدر لباسم خوشگل ...

*گل یخ**فرشته*هر کاری می کردم می خواستم تکون بخورم نمی تونست...

*گل یخ**فرشته*کارام که تموم شد رفتم تو آشپزخون تا چای درست ک...

جواب به انتقادات یکی از هموطنان تتلو

Velvet sin

این همون پارت ۴ عهههههه ، منتها دیدگاه پسرم الکسیییی (POV ال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط