{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌توانستیم یک جاده باشیم

می‌توانستیم یک جاده باشیم
یا دو پنجره روبه‌روی هم
از ردپاهای‌مان ستاره بسازیم
ماه را روشن کنیم
ترس را برداریم از
چهره‌ی شب...
می‌توانستیم،
اما
نام من یک جاده بود
نام تو
یک مسافر!


#رضوان_ابوترابی
دیدگاه ها (۰)

غمگینم...خودم را بغل گرفته‌امو شانه‌هایمچون گهوارهء کودکی گر...

آدم باید گاهی خودشرا به فراموشی بزنددست خودش را بگیردو ببرد...

تمام این پاییز راصرف گردآوری کلمه خواهم کردکه وقتی زمستان رس...

دیگرم گرمی نمی بخشی عشق،ای خورشید یخ بسته سینه ام صحرای نومی...

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷.هر #شب تو به ایوان خیالم ...

تو نیستیو من نمی دانم با دوستت دارمهاییکه هنوز روی لبهایم جا...

،دیگر سراغت را از نارنج رها شدهدر پیاله ی آب نخواهم گرفتدیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط