{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلـم

دلـم

یک مـزرعــه مـیخـواهـد

یک تـو

یک من

و گندم زاری طلایـی رنگ

کـه هــوایـش آکنده بـا عطر نفـس هـای تـو بـاشد
دیدگاه ها (۴)

حکایت تو با منحکایت باران ِ بی امان استبر تن نحیف ِ برگ!

تو کجایی سهراب؟ خانه ی دوست فرو ریخت سرم! آرزویم را دستی...

خسته ام.!چه قدر دلم می خواست...می توانستماز قالب زندگی بیرون...

ﺧــﺴـﺘـﻪ ﺍﻡ...ﺭﻭﺯﻫــﺎ ﻣــﯽ ﮔـــﺬﺭﺩ ﺍماﺩﺭ ﻣــﻦ ﻫـﯿــﺰﻡ ﺷـﮑـﻨـ...

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

C᭄ᥫ᭡#صبح_بخیــــــر پُر کن گوش تمام پروانه‌های شهر را از عطر...

گلم که صدایم میزنیدلم می خواهد بهاندازه ی تمـامِ شاخه گلهارن...

صبح بخیر زیباترین اتفاق زندگی من. می‌خواستم بدانی که با اولی...

من جوانه گندم کوچکی با حرف های تو رشد کردم می توان عشق را حس...

🍃 اَلسّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الزَّمانِسلام_امام_زمانم✋سلام...

بودنت توی زندگیم به قدری قشنگه که دلم میخواد همیشگی باشهی چی...

دنج ترین کنج دلخوشی هایمجایی است که لبخندپر رنگ ترین حالت لب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط