{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

_تو همون گلبرگ خشک شده تو دفترخاطرات مخفیِ منی... همون دف

_تو همون گلبرگ خشک شده تو دفترخاطرات مخفیِ منی... همون دفتری که برگه هاش موقع بوسیدنت خیس شد و من برای قایم کردنش مجبور شدم با تپانچه به قلبت شلیک کنم...🚶‍♀💔
دیدگاه ها (۰)

گفت دوست دارم 😍گفتم منم😍گفت عاشقتم😍 گفتم منم😍گفت نباشی نیستم...

تُو راّ اَزِ بِینِ صَدهاّ گُل جُداّ کَردَم ، تُو سینِهِ جَش...

†‌ رم࣪آﻥ: مآ࣪ه خونی࣪⎯݄ݐأر̼ت: 2 به قَـلَمِ چوꨲیا࣪ ‌ ‌ ...

درخواستی مرزِ میانِ ما (The Boundary Between Us)Part:8(ا.ت)ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط