part
part 4
مینی : خوب خوب خوب
ا.ت : باز توی توی اون مغزت چی میگذره
مینی : میخوای برای فردا چی بپوشی
ا.ت : فردا چه خبر
مینی : ها 😯 خوب معلوم داری میری سر قرار
ا.ت : کی من نه نه نه فقط میرم کتاب خونه بهش کمک میکنم میام
مینی : چرا میری چونکه اون به احتمال زیاد ببرتت و با هم ناهار بخوریم
ا.ت : فک نکنم ، بعدشم تو این چیزا رو از کجا میدونم وقتی هنوز نرفتی سر قرار
مینی : یه جوری میگی انگار خودت رفتی بعدن یکم دقت کنی خودت میبینی
ا.ت : اره انگار راست میگی
مینی : خوراکی هارو برداشتم برم هستی کنم
ا.ت : بریم ولی من هستی میکنم
نویسنده ( احساس میکنم ا.ت و مینی یه رگ ایرانی دارن که تاروف میکنن)
مینی : نه من این کارو میکنم
ا.ت : آخرین بار تو کردی الان نوبت من
مینی : ای بابا باشه
حساب دار : رمزتون
( ا.ت رمز رو گفت )
ا.ت : خرید هارو بر دار بریم
مینی : بریم
(سوار ماشین شدن)
مینی : ا.ت شام چی بخوریم
ا.ت : میخوای دوک بوکی درست کنم
مینی : نه خیلی زمان میبر
ا.ت : دوک بوکی رو دارم فقط سس و نودل رو باید درست کنیم
مینی : باشه پس
ا.ت : البته دوتا گزینه دیگه هم دارم
مینی : چیا
ا.ت : کباب و سوشی
مینی : کباب ( بلند )
ا.ت : باشه داد نزن
مینی : میگم چند روز تنهایی
ا.ت : راستش ۲ یا ۳ سال ولی میتونم برم مامان و بابام رو بینم
مینی : خیلی زیاد میشه من بیام پیشت
ا.ت : معلومه بیا پیشم
مینی : اخ جون حالا فردا که تو میری پیس جونگکوک منم میرم چند تا وسیله بر دارم
ا.ت : 🤣🤣🤣🤣🤣 باشه
مینی : یه سوال بکنم ازت اشکال داره ا.ت
ا.ت : چی بپرس
مینی : تو از جونگکوک خشت میاد درست
ا.ت : 😳 اره یکم
مینی : میدونستم از رفتارت معلوم بود
ا.ت : خوب باشه حالا توم
مینی : میخای برات تحقیق کنم بینم چطور آدمی
ا.ت : تون نرو بچه شاید اون از من خوشش نیاد
مینی : ا.ت دوست من اینو نگو تو خیلی خوشگلی مهربونی دست بختتم که عالی پس چی میگی
ا.ت : حالا ما این حرفای تورو قبول میکنیم ولی بازم باید این احتمال رو بدیم
مینی : اوف با تو یحس کردن فاسد ندارد
ا.ت : باش حالا قر نکن
مینی : باشه
ا.ت : پیاده شو رسیدیم
مینی : باشه
ویو خونه
کل خریدا و وسایل رو برداشتیم و رفتیم تو خریدا رو گذاشتم سرجاهاشون
ا.ت : برو لباس عوز کن منم شام رو آماده میکنم
مینی : باشه ولی برای شام زود نیست
ا.ت : بیا بریم اول لباس اوز کنیم
مینی : اوکی
(بعد از عوض کردن لباس )
ا.ت : من میرم گوشتارو بزارم توی مواد تا ادویه ها به خوردشون بره
مینی : منم فیلم انتخاب میکنم
ا.ت : ....
ادامه دارد ....
چون بچه های خوبی هستین و لایک فالو میکنید یه پارت دیگه هم گذاشتم
مینی : خوب خوب خوب
ا.ت : باز توی توی اون مغزت چی میگذره
مینی : میخوای برای فردا چی بپوشی
ا.ت : فردا چه خبر
مینی : ها 😯 خوب معلوم داری میری سر قرار
ا.ت : کی من نه نه نه فقط میرم کتاب خونه بهش کمک میکنم میام
مینی : چرا میری چونکه اون به احتمال زیاد ببرتت و با هم ناهار بخوریم
ا.ت : فک نکنم ، بعدشم تو این چیزا رو از کجا میدونم وقتی هنوز نرفتی سر قرار
مینی : یه جوری میگی انگار خودت رفتی بعدن یکم دقت کنی خودت میبینی
ا.ت : اره انگار راست میگی
مینی : خوراکی هارو برداشتم برم هستی کنم
ا.ت : بریم ولی من هستی میکنم
نویسنده ( احساس میکنم ا.ت و مینی یه رگ ایرانی دارن که تاروف میکنن)
مینی : نه من این کارو میکنم
ا.ت : آخرین بار تو کردی الان نوبت من
مینی : ای بابا باشه
حساب دار : رمزتون
( ا.ت رمز رو گفت )
ا.ت : خرید هارو بر دار بریم
مینی : بریم
(سوار ماشین شدن)
مینی : ا.ت شام چی بخوریم
ا.ت : میخوای دوک بوکی درست کنم
مینی : نه خیلی زمان میبر
ا.ت : دوک بوکی رو دارم فقط سس و نودل رو باید درست کنیم
مینی : باشه پس
ا.ت : البته دوتا گزینه دیگه هم دارم
مینی : چیا
ا.ت : کباب و سوشی
مینی : کباب ( بلند )
ا.ت : باشه داد نزن
مینی : میگم چند روز تنهایی
ا.ت : راستش ۲ یا ۳ سال ولی میتونم برم مامان و بابام رو بینم
مینی : خیلی زیاد میشه من بیام پیشت
ا.ت : معلومه بیا پیشم
مینی : اخ جون حالا فردا که تو میری پیس جونگکوک منم میرم چند تا وسیله بر دارم
ا.ت : 🤣🤣🤣🤣🤣 باشه
مینی : یه سوال بکنم ازت اشکال داره ا.ت
ا.ت : چی بپرس
مینی : تو از جونگکوک خشت میاد درست
ا.ت : 😳 اره یکم
مینی : میدونستم از رفتارت معلوم بود
ا.ت : خوب باشه حالا توم
مینی : میخای برات تحقیق کنم بینم چطور آدمی
ا.ت : تون نرو بچه شاید اون از من خوشش نیاد
مینی : ا.ت دوست من اینو نگو تو خیلی خوشگلی مهربونی دست بختتم که عالی پس چی میگی
ا.ت : حالا ما این حرفای تورو قبول میکنیم ولی بازم باید این احتمال رو بدیم
مینی : اوف با تو یحس کردن فاسد ندارد
ا.ت : باش حالا قر نکن
مینی : باشه
ا.ت : پیاده شو رسیدیم
مینی : باشه
ویو خونه
کل خریدا و وسایل رو برداشتیم و رفتیم تو خریدا رو گذاشتم سرجاهاشون
ا.ت : برو لباس عوز کن منم شام رو آماده میکنم
مینی : باشه ولی برای شام زود نیست
ا.ت : بیا بریم اول لباس اوز کنیم
مینی : اوکی
(بعد از عوض کردن لباس )
ا.ت : من میرم گوشتارو بزارم توی مواد تا ادویه ها به خوردشون بره
مینی : منم فیلم انتخاب میکنم
ا.ت : ....
ادامه دارد ....
چون بچه های خوبی هستین و لایک فالو میکنید یه پارت دیگه هم گذاشتم
- ۳۳۴
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط