از تابستان دست هایت

از #تابستان دست هایت
بوی #پائیز می آید
نکند
شهریور را
به مِهر نوازشت
جادو کرده ای ؟!
این خنکای مردد
که میان انگشتان توست
به معجزه پیامبری می ماند
که به گمراهی دستهای من
پایان خواهد داد
دستهایم را بگیر
من
با تمام شعرهایم
تنها امّت تو خواهیم شد !


#علیرضا_لک
دیدگاه ها (۱)

کیستی که #منجز اونمی بینم و نمی یابم دریای پشت کدام پنجره ای...

بوی دلتنگی پاییز وزیده ست، ولیاولین موسم این فصل مگر”مهر” نب...

.تنها بودماما بودا نبودمدر هر زندان دنیازندانیِ فراموش‌شده‌ا...

برای من گنجی هستی #تو! سرشار از بی‌کرانگی‌ها تا دریا و شاخه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط