{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتیم ازتاکسی پیاده می شدیم و وایسادیم که از خیابون رد ب

داشتیم ازتاکسی پیاده می شدیم و وایسادیم که از خیابون رد بشیم .که یه اقایی اومدوبهمون گفت احسنت دخترانم میدونی این چادرکه روی سرتونه چقدرارزش داره . وقتی داشت می رفت دیدم که پاهاش یه جایی جامونده . یه دختر شیعه ومسلمون باید بدونه رعایت حجاب یه چیزشخصی نیست وظیفه است این خون های ریخته شده واین دست وپاها قطع شده ازماانتظاردارن.
دیدگاه ها (۱)

انان که معنای ولایت ولایت رانمی دانند درکارماسخت مانده اند ....

شهید علی رشید حسن نمر عضو.حزب الله لبنان

خدایاتوروبه حق حضرت زهرا وامام حسین ماراحسینی زنده بدار وحسی...

همه علم هارابدوش گرفته ایم دشمن کوردل بداند زینب هزاران عبا...

#The_Dark_side_of_herospart 1تو اتاقم مشغول کتاب خوندن بودم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط