{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستم گلایه کنم

خواستم گلایه کنم
گفتند مرد که گلایه نمیکند،هر طور شده جلو مشکلات می ایستد...
خواستم اشک بریزم
گفتند مرد که گریه نمیکند،مرد قوی تر از این حرف هاست که اشک در چشمانش جمع شود
ای آقا...
این ها همش حرف و شعار است
همین جماعتی که میگویند مرد کم نمیاورد،برایشان از گذشته ام،از بلاهایی که این روزگار سر من آورد ،تعریف کنم حرفشان را پس میگیرند
اصلا خدایا...
میدانی چیست...
من مردانه کم آوردم...
دیدگاه ها (۱۷)

#حرف دل"لطفاکمی حال خوب به ماتزریق کنید..."مانسل جوان این کش...

از یک نفر دست کشیدن فراموش کردن او و خاطراتش نیستوقتی باور م...

#داستانکخیلی وقت بود تو فضای مجازی میشناختمشنمیدونم چرا انقد...

لعنت به روزگاری که در آن مجبوری شب ها عقده ات را بر سر کودک ...

رمان :قرار داد سرنوشت. part:۴

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 25صدای قدم‌ها در ساختمان می‌پیچید.همه‌چیز ساک...

پارت ۳ شاهزاده قصر سیاه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط