{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر می داشتی

بر می داشتی
می بوسیدی
می گذاشتی گوشه ای امن.

چقدر دوست داشتم
خُرده نان های سرِ راهت باشم.

#داود_سوران
دیدگاه ها (۴)

.یک روز مثل دیوانه هاروی یک برگه نوشتمقلب شماکاغذ را تا زدم ...

مثل از پشت کوه آمده هاندید بدید هامثل آن ها که گاو و گوسفند ...

.گل هازودتر از همه باخبر شدندکه زن هازیبایی شان رابه دنیا تع...

تو مرا آزردیکه خودم کوچ کنم از شهرتتو خیالت راحت!می روم از ق...

تو را از زخم‌ هایی که در سینه‌اتداری، می‌بوسم و می‌‌گویم: تم...

🌙 دلتنگی، شبیه آن جامانده‌های زیر فرش است که هر بار جار...

نه..من اصلا دارم نمیرینم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط