{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای دلم، گاهی مادری مهربان میشوم

برای دلم، گاهی مادری مهربان میشوم
دست نوازش بر سرش میکشم میگویم: «غصه نخور، میگذرد …»
برای دلم، گاهی پدر میشوم
خشمگین میگویم: «بس کن دیگر بزرگ شدی ….»
گاهی هم دوستی میشوم مهربان
دستش را میگیرم میبرمش به باغ رویا …
دلم ، از دست من خسته استــ .........!!!!!!!!!
دیدگاه ها (۱۳)

امشب ﺍﮔﺮ ﺳﺎﻗﯽ ﺷﻮﻡ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﻏﻮﻏﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢﺗﺎ ﺑﯽ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ...

سین اول ساقی چشمش که مستم کرد ورفتعاشقی فارغ زهرچه بودوهستم ...

آخرش درد دلت، دربه‌درت خواهد کردمهره‌ی مار کسی، کور و کَرت خ...

سال به پایان رسید، جمعه شد، نیامدی د...

پارت چهاردهمدروغ شیریناز گوشه چشمم متوجه تکانی از سمت مبل می...

سلامممم به همگی چطورین؟امیدوارم همطون حالتون خوب باشه خیله خ...

#عشق_در_نزدیکی_قصر#part_10#Jeon_victor#jeon_rinaصبحِ روز بعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط