{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ یادِ تو ای دلارا دلگرمی وجودم

‍ یادِ تو ای دلارا دلگرمی وجودم
در سجدگاه معبد جای تو را سجودم
مهجورم از نگاهت ای ماهِ در شبٍ تار
حالا که کلبه ی دل بر روی تو گشودم
خواهم که پا گذاری بر روی دیدگانم
این قلب پر ز غم را با یاد تو زدودم
بنما کرامتی را بر من سخاوتی کن
براین گدای عشقت عشق تو را ستودم
نام تو را که گویم کامم شَوَد معطر
در هر کجا و هر دم تا نام تو سرودم
بگشا دری ز منت بر روی من نگارا
ای مه لقای عالم رُخصت بده ورودم
دیدگاه ها (۱۱)

نقش چشمت، حرم یاد خدا کم داردبه نواخوانی دل حال و هوا کم دار...

‍ پلک می بندی بخوابی ، نازنینم شب بخیرغرق ِ رؤیا یا سرابی ، ...

چشم هایت همه جا راز تو را جار زدندخبر از عشق نوشتند و به دیو...

بجز تو در دل من هیچ آشنایی نیستبدان برای تو جز قلب من که جای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط