{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باباحسین آخه چرا دیرامدی

باباحسین آخه چرا دیرامدی
باباحسین تاکه شدم پیرامدی

باباحسین شمر منو تازیانه زد
باباحسین منو به هر بهونه زد

باباحسین بودی به روی نیزه ها
باباحسین بودم به زیر دست وپا

باباحسین از زجروحرمله نگو
باباحسین ازدوری قافله نگو

باباحسین تازجر بی حیا رسید
باباحسین بدجوری موهامو کشید

باباحسین بالاسرمن امدند
باباحسین تامیتونستندمیزدند

باباحسین رقیه ناله سرداده
باباحسین دندون شیریش افتاده

باباحسین کمرمن دردمیکنه
باباحسین این سرمن دردمیکنه

باباحسین دنبال من ی گرگ بودش
باباحسین دستاش چقدربزرگ بودش

بابا حسین سیلی روی سیلی بوده
باباحسین صورت من نیلی شده

باباحسین همه به ما ننگ میزدند
باباحسین به سرتوسنگ میزدند

باباحسین پهلو من دردمیکنه
باباحسین بازوی من درد میکنه

باباحسین عمه جون من خسته شد
باباحسین تاپهلویم شکسته شد

باباحسین آتیش میریختندروسرم
باباحسین چیزی نمونده ازمعجرم

خداحافظ شهزاده رقیه خداحافظ
دیدگاه ها (۱)

مرا درد و مرا درمان حسین(ع) اســتمـرا اول مـــــــرا پایان ح...

من رقیه هستم و گلواژه ی تنهاییمشاهد تنهایی من ,دیده ی دریا ی...

خداوندا ، دلم تنگ حسین است ..دلم ، خاک کف پای حسین است ..خدا...

کربلا تشکیلی ازخون ودل استعشق ودل بستن برایش مشکل استکربلا س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط