{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شش سال از بهترین و مهمترین اتفاق زندگیم گذشت!

شش سال از بهترین و مهمترین اتفاق زندگیم گذشت!

یک نفر دارد خیالم را به هر سو میکشد
چشم هایش را برایم زیر گیسو میکشد

مانده ام نزدیک تر آیم به او یا بگذرم
نبض شعرم را میان هر هیاهو میکشد

کل دیشب را بیادش چشمهایم شاد بود
خنجر مژگان خود را دارد از رو می کشد

چشم می بندم که شاید گم شود در خاطرم
چشم می بندم دلم پیراهنی بو میکشد

آخرش ماندم چه خواهد کرد او با من ولی
شرط می بندم مرا لطفش به زانو میکشد

ای تمام شهر شاهد باش دل عاشق شده
فاصله دارد میان راه چاقو میکشد

ناگزیرم از گریزی چون که جان در بردنیست
چاره کو ما را خیالش شب به پهلو میکشد

میکشم از این طرف دل را بیاسایم از او
فایده اصلا ندارد او از آن سو میکشد.
دیدگاه ها (۱)

یک نفر دارد خیالم را به هر سو میکشد چشم هایش را برا...

یک نفر دارد خیالم را به هر سو میکشدچشم هایش را برایم زیر گیس...

یک نفر دارد خیالم را به هر سو می کشدچشم هایش را برایم زیر گی...

آیات بخوانید که ماه علی گرفتدستی رسید و راه نگاه علی گرفتباب...

آیات بخوانیدکه ماه علی گرفتدستی رسید و راه نگاه علی گرفتبابا...

جعفر درویشیان شاعر کرمانشاهی

#تکست_خاص #ویسگون

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

♨️تصویری از درگیری شدید در هواپیمای فلای دوبی به سمت اراضی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط