{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۲

پارت ۱۲
این سوک:یونگی فردا باید بریم لباس عروس و لوازم آرایشی بخریم
یونگی:پس خونه چی؟خونه رو هنوز نچیدیم
این سوک:حالا دوهفته وقت داریم
خانم پارک:چیدمان خونه با من شما نگران نباشید
یونگی:نه نه من نمیتونم بزارم شما کار سنگین انجام بدید
این سوک:وای ما هنوز مهمونارو دعوت نکردیم
یونگی:خب برنامه اینطور شد
فردا صبح زود میریم خرید
بعدش مهمونا رو دعوت میکنی
و پس فردا هم میریم سراغ چیدمان خونه خوبه؟
این سوک:اره خوبه
خانم پارک:یونگی امشب اینجا بخواب
یونگی:نه ممنون مزاحمتون نمیشم
این سوک:اره بزار بره خونه ی خودش
خانم پارک:نه امشب خونه ما بمون
یونگی:مزاحم نمیشم
خانم پارک:میگم بمون بگو چشم رو حرف بزرگترت حرف نزن
یونگی:چشم

ویو این سوک:
بعد از شام یونگی کمک مامانم ظرفارو شست و منم با خیال راحت رفتم حموم تا خستگیه امروزو از تنم بیرون کنم از حموم اومدم لباس پوشیدم و موهام رو خشک کردم و چراغارو خاموش کردم که بخوابم فردا باید صبح زود بیدار شم

فردا صبح
این سوک:یونگی ساعت ۸ پاشو
یونگی:برو الان میام(خواب آلود)
این سوک:نمیرم پاشو
یونگی:هوففف برو میام
این سوک:میگم پاشوووو
یونگی:اوکی بریم
خانم پارک:سلام صبحتون بخیر
یونگی:سلام صبح شماهم بخیر
این سوک:یونگی سریع صبحونت رو بخور بریم
یونگی:چرا انقدر عجله داری؟
کلی وقت داریم
این سوک:نه دیر میشه من میرم لباس بپوشم
خانم پارک:این نمیزاره تو درست صبحونه بخوری
یونگی:پس منم باید برم حاضر شم
خانم پارک:برو عزیزم
این سوک:یونگییی بدو من امادم
یونگی:صبر کن
این سوک:بدووو
یونگی:بریم
این سوک:مامان خدافظ
یونگی:خدافظ مامان
خانم پارک:خدافظ

ویو این سوک:
رسیدیم بازار اول رفتیم لباس عروس رو انتخاب کنیم بعد از خرید لباس عروس(اسلاید دوم لباس عروس این سوک)رفتیم لوازم آرایشی خریدیم حالا مونده لباس یونگی

یونگی:من دیگه خسته شدم
این سوک:بیا لباس تو مونده
یونگی:پس بزار خریدارو بزارم تو ماشین
این سوک:باشه من اینجا منتظر میمونم
یونگی:باشه
این سوک:یونگی ی لحظه بیا
یونگی:بزار برم خریدارو بزارم
این سوک:خریدارو بده به من بیا این کت و شلواره رو بپوش
یونگی:باشه
این سوک:چیشد پوشیدی؟
یونگی:خوبه؟
این سوک:واییی چقدر خوشگل شدی عالیههه
یونگی:واقعا؟(تو آینه خودش رو نگاه میکنه)پس همینو میخرم(اسلاید سوم کت و شلوار یونگی)
این سوک:اره خيلی خوبه
تا تو حساب میکنی من میرم تو ماشین
یونگی:باشه برو
(یونگی اومد)
یونگی:پرنسس مقصد بعدی کجاست؟
این سوک:بریم کیک سفارش بدیم
یونگی:بزن بریم

ویو یونگی:
نزدیکای ظهر بود همه کارارو کردیم با این سوک رفتیم ناهار خوردیم و بعد ناهار یکم پیاده روی کردیم بعدش این سوک رو رسوندم خونه و خودمم رفتم خونه ی دوش گرفتم و بعدش بلافاصله از خستگی خوابم برد
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۱۱۰ روز بعدویو یونگی:ده روزه که منو این سوک برگشتیم کر...

پارت ۱۰ویو خانم پارک:بعد از ۵ ساعت کانگ هو برگشت خونه و رفت ...

پارت ۵ویو این سوک:باورم نمیشه اون یونگی بود چجوری ادرس خونمو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط