{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم‌هایت را می بوسم

چشم‌هایت را می بوسم
می دانم
هیچ کس
هیچ گاه
در هیچ لحظه ای از آفرینش
آنچه را که من
در گرگ و میش نگاه تو میبینم
هرگز ندیده
و نخواهد دید
چشم هایت را می بوسم
و زیر بارانی از واژه های تکراری
تازه می شوم
بعدها
کسی دفتر شعرم را پاره می کند
نام تو
همه جغرافیای رنج مرا طی می کند
و تو جاودانه می شوی
بیهوده در انتظار منشین
هرگز برای رفتنت
مرثیه نخواهم گفت...

نیلوفر لاری پور
دیدگاه ها (۲)

هر طرفآیتی از خوشحالی استزین میان جای تو،تنها،خالی است ... س...

معلم بغض کرد: پیرمرد پرتقال فروش هم مُرد........ ای کاش ا...

تو میدونستی من بی تو تنهام میدونستی تنهـــــــــــــام خندید...

پسر کوچکی برای مادربزرگش توضیح می داد که چگونه همه چیز ایراد...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

چشم‌هایت را می بوسممی دانمهیچ کسهیچ گاهدر هیچ لحظه ای از آفر...

چشم‌هایت را می بوسممی دانمهیچ کسهیچ گاهدر هیچ لحظه ای از آفر...

۰چشم‌هایت را می بوسممی دانمهیچ کسهیچ گاهدر هیچ لحظه ای از آف...

بعدها کسی دفتر شعرم را پاره می کندنام تو همه جغرافیای رنج مر...

چشم هایت را می بوسم ، میدانم هیچ کس هیچ گاه........ در هیچ ل...

‍ #چشم_‌هایت_را_می_بوسممی دانمهیچ کسهیچ گاهدر هیچ لحظه ای از...

چشم هایت را می بوسم ، میدانم هیچ کس هیچ گاه........ در هیچ ل...

چشم هایت را می بوسم ، میدانم هیچ کس هیچ گاه........ در هیچ ل...

چشم‌هایت را می بوسم می دانم ،هیچ کس ،هیچ گاهدر هیچ لحظه ای ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط