{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشک....

اشک....

می خواهم از اشک بگویم....از زیبایی هایش...از بدی هایش....

گاهی شادی با زیبایی اشک زینت داده می شود....

و گاه ناراحتی با اشکانی مملو از غصه الاییده می شود....

چیز عجیبی است.....

اشک و گریستن بس عجیب است....

گاه دلتنگ گریستن می شوم و گاه خسته....

گاهی سخت می گریم و سپس آرام آرام می شوم....

از سختی به آرامش رسیدن عجیب نیست؟!

حس زیبایی است لمس اشک...

دوست داشتنیست....

آرامش و لطافتش ملموس است..

برایم بت بزرگی شده است.....

بزرگ و قابل احترام.....

زیباست......

اشک را می گویم.........
دیدگاه ها (۱)

قصه برق نگاهت مثل یک راز نهفته استمثل قصه های مجنون پر حرفها...

... سخت دلتنگم...نه دلتنگ دستانت و نه دلتنگ آغوشتتنها دلتنگ ...

مرا می ترساند.......بادی سرد و سخت شکننده است......مرا می لر...

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرودهرگز از یاد من آن سرو خراما...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

من مدت‌هاست دیگر از چیزی شکایت نمی‌کنم .شاید چون برای شکایت ...

BROKEN RULES | part 9صبح هانسونگ مثل همیشه شلوغ بود.جونگ‌کوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط