#عکسنوشته
#عکسنوشته
تا حالا شده...
شده یه چیزی تو دلت سنگینی کنه
خیلی سخته آدم کسی رو نداشته باشه
دلش لک بزنه که با یکی درد دل کنه،ولی هیشکی نباشه
نتونه به هیشکی اعتماد کنه
هر چی سبک سنگین کنه تا دردشو به یکی بگه،نتونه
آخرش برسه به یه بن بست
تک و تنها با یه دلی که هی مجبورش میکنه اونو خالی کنه،اما راهی رو نمیبینه
سرشو که بالا میکنه آسمون رو میبینه،به اون هم نمیتونه بگه
خیری از آسمون ندیده،مگه چندبار اشکای شبونشو پاک کرده،بهش محل هم نداده
تا رفته گریه کنه زودتر از اون بساط گریشو پهن کرده تا کم نیاره
خیلی سخته آدم خودشو به تنهایی خوش کنه،اما دلی داشته باشه که مدام از تنهایی بناله
خیلی سخته آدم ندونه کدوم طرفیه
خیلی سخته آدم احساس کنه خدا اونو از بنده هاش جدا کرده
خیلی سخته ندونی وقتی داری با خدا درد و دل میکنی داره به حرفت گوش میده یا...
پرده گناهات اونقدر زخیم شده که صدات به خدا نمیرسه...
تا حالا شده...
شده یه چیزی تو دلت سنگینی کنه
خیلی سخته آدم کسی رو نداشته باشه
دلش لک بزنه که با یکی درد دل کنه،ولی هیشکی نباشه
نتونه به هیشکی اعتماد کنه
هر چی سبک سنگین کنه تا دردشو به یکی بگه،نتونه
آخرش برسه به یه بن بست
تک و تنها با یه دلی که هی مجبورش میکنه اونو خالی کنه،اما راهی رو نمیبینه
سرشو که بالا میکنه آسمون رو میبینه،به اون هم نمیتونه بگه
خیری از آسمون ندیده،مگه چندبار اشکای شبونشو پاک کرده،بهش محل هم نداده
تا رفته گریه کنه زودتر از اون بساط گریشو پهن کرده تا کم نیاره
خیلی سخته آدم خودشو به تنهایی خوش کنه،اما دلی داشته باشه که مدام از تنهایی بناله
خیلی سخته آدم ندونه کدوم طرفیه
خیلی سخته آدم احساس کنه خدا اونو از بنده هاش جدا کرده
خیلی سخته ندونی وقتی داری با خدا درد و دل میکنی داره به حرفت گوش میده یا...
پرده گناهات اونقدر زخیم شده که صدات به خدا نمیرسه...
- ۱۰.۵k
- ۱۲ بهمن ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط