secret agreement
secret agreement:
قرارداد مخفی/p6
کوک: اوک...بزار حدس بزنم تو هم میزنی دهنشونو سرویس میکنی😂
ات:زورم به کمپانی نمیرسه ولی به تو چرا😂
کوک: کنسرتت کی هست؟
ات: ۲۷ اگوست...صبر کن ببینم میخوای بیای(از صبر کن ذوقی گفت)
کوک: اوهوم
ات:واییییییییییی (یه ماچ به گونش زد)
کوک:الان...تو...منو...
ات:عههه...ببخشید (هول شد)
کوک:رسیدیم
"کوک اومد در ماشین رو برای ات باز کرد کوک هنوز هم تو فکر اون بوسه رو گونش بود
اما نمیدونست که چی در انتظاره"
نلسا:خوب بچه ها بریم بترکونیم.
ات:ببینم نلسا میشه حرف بزنیم تنها
نلسا: اره
"رفتن یه گوشه ای که کسی نشنوه ات شروع به حرف زدن کرد"
ات:امممم...حواسم نبود گونه کوک رو بوسیدم
نلسا:واقعا....ایییییی(ات نیش گونش گرفت)
"ات و نلسا رفتن تو بار خلاصه این دختر پسر انقدر خوردن که دیگه هوشیاری نداشتن همه تلو تلو میخوردند رفتن خونه"
امروز ادامه رو میزارم میدونم کم شد⚰😭
قرارداد مخفی/p6
کوک: اوک...بزار حدس بزنم تو هم میزنی دهنشونو سرویس میکنی😂
ات:زورم به کمپانی نمیرسه ولی به تو چرا😂
کوک: کنسرتت کی هست؟
ات: ۲۷ اگوست...صبر کن ببینم میخوای بیای(از صبر کن ذوقی گفت)
کوک: اوهوم
ات:واییییییییییی (یه ماچ به گونش زد)
کوک:الان...تو...منو...
ات:عههه...ببخشید (هول شد)
کوک:رسیدیم
"کوک اومد در ماشین رو برای ات باز کرد کوک هنوز هم تو فکر اون بوسه رو گونش بود
اما نمیدونست که چی در انتظاره"
نلسا:خوب بچه ها بریم بترکونیم.
ات:ببینم نلسا میشه حرف بزنیم تنها
نلسا: اره
"رفتن یه گوشه ای که کسی نشنوه ات شروع به حرف زدن کرد"
ات:امممم...حواسم نبود گونه کوک رو بوسیدم
نلسا:واقعا....ایییییی(ات نیش گونش گرفت)
"ات و نلسا رفتن تو بار خلاصه این دختر پسر انقدر خوردن که دیگه هوشیاری نداشتن همه تلو تلو میخوردند رفتن خونه"
امروز ادامه رو میزارم میدونم کم شد⚰😭
- ۸۵
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط