مدرسه قلدرا
مدرسه قلدرا
پارت ۱۹
که...
کای و سوهیون و جیهون رو با ته مین دیدم تو کافه بودن و داشتن باهم حرف میزنن
سریع گوشیم و برداشتم و شروع کردم عکس گرفتن و فیلم گرفتن برای مدرک که اونا رو ضایع کنم بعد یهو با کای چشم تو چشم شدم یهو بلند شد و به من اشاره کرد وای بدبخت شدم با سرعت رفتم خونه ی اعضا
اونا هم دنبالم بودن
ویو تهیونگ
داشتیم با اعضا فیلم ترسناک میدیدیم همون ریده بودیم تو خودمون که در با صدای بدی و با سرعت به زده شد جیمین و جیهوپ که جیغ زدن منو کوک و نامجون رفتیم درو باز کردیم یهو ا/ت افتاد تو بغل نامجون و همونجا زد زیر گریه و گفت کمکم کنین
ویو ا/ت
با سرعت میدویدم و اونا هم دنبالن نزدیک خونه اعضا بودم که یهو کای با تحدید گفت..
کای: تکون بخوری بهت تیر میزنم
منم با سرعت بیشتری دویدم که پام به شدت سوخت لعنتی به پام تیر زده بود سرعتم کم شده بود ولی بازم میدویدم و رسیدم دمه در خونه ی اعضا با سرعت در زدم که درو باز کردن و سریع رفتم تو افتادم تو بغل نامجون و از درد به گریه افتاده بودم
ویو شوگا
تهیونگ و کوک و نامجون رفتن درو باز کنن بعد از چند مین صدای آشنا اومد صدای گریه وایسا این صدای ا/ت بود سریع هممون پا شدیم رفتیم دمه در که ا/ت تو بغل نامجون هق هق میکرد و از پاش خون میومد سریع رفتم و یک دستم زیر پاش و یکی دیگه هم زیر کمرش و بلندش کردم و سریع به اتاق خودم بردم و اونم فقط گریه میکرد و تو دستش گوشی رو فشار میداد...
پارت ۱۹
که...
کای و سوهیون و جیهون رو با ته مین دیدم تو کافه بودن و داشتن باهم حرف میزنن
سریع گوشیم و برداشتم و شروع کردم عکس گرفتن و فیلم گرفتن برای مدرک که اونا رو ضایع کنم بعد یهو با کای چشم تو چشم شدم یهو بلند شد و به من اشاره کرد وای بدبخت شدم با سرعت رفتم خونه ی اعضا
اونا هم دنبالم بودن
ویو تهیونگ
داشتیم با اعضا فیلم ترسناک میدیدیم همون ریده بودیم تو خودمون که در با صدای بدی و با سرعت به زده شد جیمین و جیهوپ که جیغ زدن منو کوک و نامجون رفتیم درو باز کردیم یهو ا/ت افتاد تو بغل نامجون و همونجا زد زیر گریه و گفت کمکم کنین
ویو ا/ت
با سرعت میدویدم و اونا هم دنبالن نزدیک خونه اعضا بودم که یهو کای با تحدید گفت..
کای: تکون بخوری بهت تیر میزنم
منم با سرعت بیشتری دویدم که پام به شدت سوخت لعنتی به پام تیر زده بود سرعتم کم شده بود ولی بازم میدویدم و رسیدم دمه در خونه ی اعضا با سرعت در زدم که درو باز کردن و سریع رفتم تو افتادم تو بغل نامجون و از درد به گریه افتاده بودم
ویو شوگا
تهیونگ و کوک و نامجون رفتن درو باز کنن بعد از چند مین صدای آشنا اومد صدای گریه وایسا این صدای ا/ت بود سریع هممون پا شدیم رفتیم دمه در که ا/ت تو بغل نامجون هق هق میکرد و از پاش خون میومد سریع رفتم و یک دستم زیر پاش و یکی دیگه هم زیر کمرش و بلندش کردم و سریع به اتاق خودم بردم و اونم فقط گریه میکرد و تو دستش گوشی رو فشار میداد...
- ۶.۰k
- ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط