{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سخت دلگیری و از من گله داری چه کنم؟

سخت دلگیری و از من گله داری چه کنم؟

باز انگار سر غائله داری چه کنم؟

پیش آرامش من سخت به هم میریزی

من که بی حوصله ام، حوصله داری،چه کنم؟

متلاطم شدی، از ساحل امن دیروز

دور افتاده­ ای و فاصله داری، چه کنم؟

خود تراشیده ­ای اش، پیکره­ای را که منم

حال با پیکره ­ات مساله داری، چه کنم؟

میزنی، میشکنی، میشکنم، میخندی

اشتیاقی تو به این مشغله داری، چه کنم؟

آبشاریست خروشان که مرا خواهد برد،

گیسوانی که به دوشت یله داری چه کنم؟

  " ای که با سلسله ­ی زلف دراز آمده ای"

با اسیری که در این سلسله داری چه کنم؟
دیدگاه ها (۳)

بغض دردت را به روی شانه هایم گریه کندورم از تو صبر کن وقتی م...

تو کز نجابت صدها بهار لبریزیچرا به ما که رسیدی همیشه پاییزی؟...

و سکوت چه زیباستوقتی میدانی همه دروغ می گویند…

هزار بار "آمدنت" را پشت در تمرین کرده ام ، که چگونه وارد خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط