{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آه ای صندوقپست

آه ای #صندوق_پست
دلبرم کو؟ کجاست؟

تو چرا #نامه ی من را نَسپردی دستش؟
یا که دادی و نخواند!
داخل #پاکت آن نامه ی سوز
#غم ایام من و درد فراغش جا داشت

#جوهر نامه ی من از سیه دوری او فام گرفت
کاغذش از التهاب جگرم

بسپارش که به راه، نم کشیده دیدگانم!
غم دوری دو چشمش، نتوانم نتوانم!

آنچه از یار من و آتش قلبم تو بدانی
من نوشتم تو بگو سخت گذر شد زندگانی

برسان نامه‌ من را.. نه! فراموش‌! بده بر من تو نشانی
که خودم کوله ای از #عشق بچینم
و سفر پیش بگیرم

#کوچه کوچه راه پُرسان
برسم منزل یارم
به بغل #بوسه و #اشک و غم و زاری
بگم ام ای یار کجایی که دلم سوخت
چرا #قلب مرا ناز نکردی؟
یا چرا نامه ی من را به شکر خند لبت باز نکردی

آه سوخت قلبم
دوری ات داغ دلم کاشت
ای صندوق غمخوار بگو زود
خانه ی دوست کجاست؟

#امیرحسین
دیدگاه ها (۷)

#عاشقانه

مادربزرگ حواسش به شمعدانیها بودگاه حتی همین که چرخی میزد کنا...

ﮔﺁﮬﻰ ﻧـَـﺑـﺁﻳـَـﺩ ﻧــﺁﺯ ﻛـﺷـﻳﺩﻧـَـــﺑـﺁﻳـَـﺩ ﺁﮦ ﻛـﺷـــــــــ...

هر نُتی که از #عشق سخن بگویدزیباست... حالا سمفونی پنجم بتهوو...

پارت 21

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط