{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عادت کرده ایم

عادت کرده ایم
آنقدر که یادمان رفته است
شب مثل سیاهے موهایمان میپرد
و یک روز آنقدر صبح میشود
که براےبیدارشدن دیر است...
دیدگاه ها (۱)

آن قدر جاے خالیت اینجاست،که کنارم دراز مےکشد،برایم قصه میگوی...

خاتون رویاهاامشب کنارم باشدر کافه اے دورتاپیش بینےفنجان قهوه...

بدون تو دنیا و احساس بدےدارمتو که نباشے پیشم همه چے میده آزا...

آتش دوزخ باشدشراب باشدتو کنارمن باشے‌و شیطانے که گولمان بزند...

شب داستانش فرق میکند،همه چیز یک دفعه ساکت وخاموش می شود ،زما...

آن قدر دشمن کشف حجاب را عادی کرده که ما هم، همه سکوت کرده‌ای...

🌹صبحهمان روزنه‌ی امیدی هست که بعداز سیاهی شب لبخند را بر لب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط