قول بده...
قول بده...
باران که شدی، نپرسی این خانه کیست؟
سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست
باران که شدی پیاله ها را نشمار
جام و قدح و پیمانه یکیست
باران تو که از پیش خدا میایی
توضیح بده، آیا عاقل و فرزانه یکیست؟
بر درگه او چون که بیفتی به خاک
شیر و شتر و پروانه یکیست
با تمام قلبت گر خودش را خواندی
صبح و فلق و نعره مستانه یکیست
افسوس که این بیخردان خود را خدا میدانند.
نمیدانند، اینجا سند و افسانه و قصه یکیست.
از قدرت حق هر چه گرفته به کار.....
در خلقت او رستم و موریانه، یکیست.
گر درب باز کنی خویش به چشم میبینی
چون بیخردان درکش نکنی، مسجد و میخانه یکیست....
#وحشی بافقی#
MAJID MORADI
باران که شدی، نپرسی این خانه کیست؟
سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست
باران که شدی پیاله ها را نشمار
جام و قدح و پیمانه یکیست
باران تو که از پیش خدا میایی
توضیح بده، آیا عاقل و فرزانه یکیست؟
بر درگه او چون که بیفتی به خاک
شیر و شتر و پروانه یکیست
با تمام قلبت گر خودش را خواندی
صبح و فلق و نعره مستانه یکیست
افسوس که این بیخردان خود را خدا میدانند.
نمیدانند، اینجا سند و افسانه و قصه یکیست.
از قدرت حق هر چه گرفته به کار.....
در خلقت او رستم و موریانه، یکیست.
گر درب باز کنی خویش به چشم میبینی
چون بیخردان درکش نکنی، مسجد و میخانه یکیست....
#وحشی بافقی#
MAJID MORADI
- ۹۷۰
- ۰۸ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط