با افتخار خلاصه ای از مناجات حصرت امیر الممنین علی ع ر
با افتخار خلاصه ای از مناجات حصرت امیر المؤمنین علی (ع) را بصورت شعر
تقدیم میکنم . لذا چون زحمت زیادی در
جهت وزن و قافیه و مفاهیم آن متحمّل
شده ام لطفآ اگر نمیخوانید لایک نکنید.
این سروده ام : چهل و یک بیتی است و
در دو قسمت به عاشقانش هدیه میشود:
****************
((( آوایِ دل 1 )))
خداوندا : تو سالارِ جهانی .
اگرچه در نهان , امّا عیانی .
توئی مولایِ دانا و بصیرم .
بزرگی تو , ولیکن من حقیرم .
تو هستی خالق و من بنده یِ تو .
همانا , بنده یِ شرمنده یِ تو .
خلایق , از ازل هم بوده مسبوق .
نذارد رحم , حز خالق به مخلوق .
تو غفّاری و منهم پر گناهم .
بجز تو , از کسی بخشش نخواهم .
تو آزادی , ولیکن من گرفتار .
ندارم جز تو دلداری و غمخوار .
تو بالادست و منهم زیر دستم .
معینم باش , چون یکتا پرستم .
تو هستی دلنواز و بنده پرور .
امین و صادق و مولا و سرور .
عزیزی تو , ولیکن من ذلیلم .
توانائی تو , امّا من علیلم .
توئی رزّاق و من در نقشِ مرزوق .
توئی ناجیّ و من در نقشِ مغروق .
تو صاحبخانه و , من میهمانت .
که هستم ریزه خواری بهرِ خوانت .
چنان عاشق , که دل داده به معشوق .
ندارد رحم , جز رازق به مرزوق .
توئی بخشنده , امّا من گدایم .
تو هر دم می دهی ازخود : عطایم .
ز درگاهت , نخواهم گشت غافل .
ندارد رحم , جزمُعطی به سائل .
توئی مالک , منم محزون و مفلوک .
ندارد رحم , جز مالک به مملوک .
توئی مولا و معبودِ شریفم .
قوی هستی تو , امّا من ضعیفم .
همی دانم , که در این زندگانی .
ندارد رحم , جز باقی به فانی .
خداوندا : تو با لطف و کرامت .
امانم ده , در آن روزِ قیامت .
مرا از رحمتِ خود , پر ضیا کن .
سر افرازم در آن روزِ جزا کن .
* دلا : چون همدمِ مرغِ همائی .
رهین از مکتبِ شیرِ خدائی .
مناجاتش , تو را مفتون نموده .
به عشقِ خالقم , مشحون نموده .
** عظیما : از بدی چون دور باشی .
یقین با آلِ او , محشور باشی .
( ادامه دارد....... فردا)
. =====================
شاعر= عبدالعظیم عربی از خوزستان.
تقدیم میکنم . لذا چون زحمت زیادی در
جهت وزن و قافیه و مفاهیم آن متحمّل
شده ام لطفآ اگر نمیخوانید لایک نکنید.
این سروده ام : چهل و یک بیتی است و
در دو قسمت به عاشقانش هدیه میشود:
****************
((( آوایِ دل 1 )))
خداوندا : تو سالارِ جهانی .
اگرچه در نهان , امّا عیانی .
توئی مولایِ دانا و بصیرم .
بزرگی تو , ولیکن من حقیرم .
تو هستی خالق و من بنده یِ تو .
همانا , بنده یِ شرمنده یِ تو .
خلایق , از ازل هم بوده مسبوق .
نذارد رحم , حز خالق به مخلوق .
تو غفّاری و منهم پر گناهم .
بجز تو , از کسی بخشش نخواهم .
تو آزادی , ولیکن من گرفتار .
ندارم جز تو دلداری و غمخوار .
تو بالادست و منهم زیر دستم .
معینم باش , چون یکتا پرستم .
تو هستی دلنواز و بنده پرور .
امین و صادق و مولا و سرور .
عزیزی تو , ولیکن من ذلیلم .
توانائی تو , امّا من علیلم .
توئی رزّاق و من در نقشِ مرزوق .
توئی ناجیّ و من در نقشِ مغروق .
تو صاحبخانه و , من میهمانت .
که هستم ریزه خواری بهرِ خوانت .
چنان عاشق , که دل داده به معشوق .
ندارد رحم , جز رازق به مرزوق .
توئی بخشنده , امّا من گدایم .
تو هر دم می دهی ازخود : عطایم .
ز درگاهت , نخواهم گشت غافل .
ندارد رحم , جزمُعطی به سائل .
توئی مالک , منم محزون و مفلوک .
ندارد رحم , جز مالک به مملوک .
توئی مولا و معبودِ شریفم .
قوی هستی تو , امّا من ضعیفم .
همی دانم , که در این زندگانی .
ندارد رحم , جز باقی به فانی .
خداوندا : تو با لطف و کرامت .
امانم ده , در آن روزِ قیامت .
مرا از رحمتِ خود , پر ضیا کن .
سر افرازم در آن روزِ جزا کن .
* دلا : چون همدمِ مرغِ همائی .
رهین از مکتبِ شیرِ خدائی .
مناجاتش , تو را مفتون نموده .
به عشقِ خالقم , مشحون نموده .
** عظیما : از بدی چون دور باشی .
یقین با آلِ او , محشور باشی .
( ادامه دارد....... فردا)
. =====================
شاعر= عبدالعظیم عربی از خوزستان.
- ۶.۱k
- ۳۰ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط