{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عظیما چه کنم

( عظیما چه کنم ؟ )

دل که بی صبرو قرار است , عظیما چه کنم؟
غصّه با ایل و تباراست , عظیما چه کنم؟


شده ام ملعبه یِ این دلِ بی قید و وقار .

روزِ من چون شبِ تار است, عظیما چه کنم ؟


نخلِ امّیدِِ من از ظلم و ستمهایِ دلم .

فاقدِ برگی و باراست , عظیما چه کنم؟


دوره یِ کودکی و عهدِ جوانی شده طی .

پیکرش رو به مزاراست ,عظیما چه کنم؟


ساغرِ هستیِ او , گشته تهی از میِ عشق .

تار و پودش که خمار است , عظیما چه کنم ؟


این دلِ خود سر و خود رأی به پیرانه سری .

درپیِ گشت وگذار است عظیما چه کنم؟


کاش , از این قفسِ سینه برونش بکنند .

چاره و آخرِ کار است , عظیما چه کنم؟


دل به خشم آمد و گفتا که ز من خرده مگیر .

طبعِ تو غصّه مدار است عظیما , چه کنم؟
دیدگاه ها (۱۷)

*** یادی از گذشته ***روزگاری : این دلم مسرور بود .از خبا...

*** قول و قرار ***گلِ گمگشته یِ من , وقتِ گذاراست بیا.وقتِ...

* قسمت دوّم مناجات * ********** ...

با افتخار خلاصه ای از مناجات حصرت امیر المؤمنین علی (ع) را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط